✬𝐄𝐧𝐝 𝐏𝐚𝐫𝐭✬𝐩𝐭:𝟔.𝐀𝐧𝐠𝐫𝐲 𝐃𝐞𝐯𝐢𝐥

✹پارت آخر✹
آگوست دی:ولی بدن تو هست
یونگی:ببند عوضییییی

با اون قدرتی که تو این یه مدت بهش کاملا تسلط داشتم به عقب هولش دادم و گردنش که فقط من میتونستم لمسش کنم رو توی دستام گره زدم و فشار دادم

یونگی:بمیر عوضیییی*داد
آگوست دی:من نمیمیرم داش
یونگی:ولی روحت رو که میتونم نابود کنم!
آگوست دی:چ..چی؟

دستشو محکم گرفتم و روی سینش گذاشتم و چشمام رو بستم..سرش رو از درد تکون تکون میداد و داد میزد...

آگوست دی:ولممممم کننننننن عوضییییی بزااااار برمممممم اهههههه درددددد دارههههههه*داد*

بی توجه به زر زر کردنای آگوست دی به کارم ادامه دادم که بعد از 1 مین روحش پودر شد و از بین رفت و نفس نفس زنان از پشت خودمو پرت کردم و به آسمون تاریک نگاه میکردم...امشب کلی اتفاق بد افتاد...ولی تنها اتفاق خوبش برگشتن ا.ت بود...

ا.ت با دو به طرفم دووید و سرم رو روی پاش گذاشت..
ا.ت:خوبی چاگیا؟
یونگی:هوم....
ا.ت:خوبه...بیا برگردیم خونه...
یونگی:اوکی...
ا.ت:راستی...اوپا همه فکر میکنن من مردم...
یونگی:درباره اون اتفاق حافظه همشونو راحت پاک میکنم
ا.ت:واو...تو واقعا خفن تر شدی اوپا

بعد از 15 مین که حافظه همه رو پاک کردم با خستگی رفتم خونه و خودمو رو تخت پرت کردم که ا.ت هم پرید بغلم

ا.ت:آخیششش...بلاخره برگشتم پیس عشقم....یونگیا اگه تو من رو زنده نمیکردی چی میشد...
یونگی:خودم رو میکشتم(دور از جون پیشی)
ا.ت:لاوتتتتتت
یونگی:من بیشتر بیبی..

پتو رو خودمون کشیدم و بغلش کردم.موهای قشنگش رو عمیق بوییدم...دلم واسه این بوی آرامش بخش بدجور تنگ شده بود...خوشحالم که دوباره پیش همیم...


ا.ت:راستی راستی تموم شد؟ دیگه بابات سراغمون نمیاد؟
یونگی:اون قضیه تموم شد...ولی هیچکس نمیدونه که آینده چه خبره...ولی نترس اگه چیزی شد من هستم پشتت چاگیا
ا.ت:عاشقتم
یونگی:من بیشتر

چشمامون رو روی هم گذاشتیم و خوابیدیم..حس اینکه دوباره میبینمش...صداشو میشنوم...باهاش حرف میزنم....لمسش میکنم..واقعا دیوونم کرده...نه اون دیوونه ای که فکرشو میکنین...دیوونه ی عشق و عاشقی با ا.ت ی عزیزم...غیر از این...کی میدونه که آخر دنیا چیه؟

𝐓𝐡𝐞 𝐄𝐧𝐝...(:
_____
امیدوارم خوشتون اومده باشه..اگه خوشتون اومد یه فصل جدید ازش درست میکنم...البته تو تابستون(:

ممنون واسه کسایی که حمایت کردن از این فیک🙇‍♀️
#نفر_بعدی_در_کار_نیست
#نفر_بعدی_در_کار_نیست
#نفر_بعدی_در_کار_نیست
#نفر_بعدی_در_کار_نیست
#نفر_بعدی_در_کار_نیست
#نفر_بعدی_در_کار_نیست
#The_next_person_is_not_needed
#ILoveYouJimin
#ILoveYouHyunjin
#ILoveYouJennie
#ILoveYouYunjin
دیدگاه ها (۱)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

"اگـه لـبـاسـ زیـرتـونـ رو (🗿) تـو اتـاقـشـونـ جـا بـزاریـد"...

تکپارتی جونگ کوک

سناریو میتسویا پارت ۳

ادامه سناریو

سناریو مایکی پارت ۵

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط