{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🦋⃤ #𝓡𝓸𝔂𝓪 🦋⃤

🦋⃤ #𝓡𝓸𝔂𝓪 🦋⃤
من از آنهایی نبودم که " #دوستت_دارم " گفتن #بلد باشند،
از آنهایی که #دستهایشان را حلقه کنند دور گردنِ معشوقشان و #نگاهشان را بدوزند در #چشمهاش و #لب بزنند که :" #میمیرم_برات "
من از آنهایی نبودم که عشوه گری و لوندی بلد باشند ،
که بدانند کی و چگونه پلک بزنند که به دلِ معشوق زلزله بیفتد ،
چطور با لحنِ دلبر حرف بزنند که قلبِ بیچاره اش از جا کنده شود ،
من بلد نبودم برای معشوقم معشوق باشم ...

اما خوب بلد بودم #عاشقی کنم
خوب بلد بودم #دلواپسِ قدم به قدمش شوم
خوب بلد بودم در دل قربان صدقه یِ چهره ی خسته اش بروم
بلد بودم چطور دلش را #گرم کنم
وقتی که از سرمایِ #آدمها دندانهایش بهم میخورد ..

اما او #عاشق نمیخواست .. #دلگرمی نمیخواست ..
دلش یک #معشوق لوند میخواست که او را تا تهِ دنیا دنبالِ خودش بکشاند و آخر سر #دلزده شود و برود #سراغِ کسی دیگر ..
فقط ..
این روزها که #سرد است و کسی نیست #دلت را گرم کند با دندانهایت که بهم میخورد چه میکنی ؟

#فاطمه_خرازی
دیدگاه ها (۱)

من از آنهایی نبودم که "دوستت دارم" گفتن بلد باشنداز آنهایی ک...

من از آنهایی نبودم که "دوستت دارم" گفتن بلد باشنداز آنهایی ک...

من از آنهایی نبودم که "دوستت دارم" گفتن بلد باشنداز آنهایی ک...

لطفا بهم توجه کن! part14

تک پارتی: "فقط یِ تخیل"

𝒻𝒶𝓁ℯ;🌞زمان حال:تابستون ها تو یتیم خونه خیلی سخت میگذره مخصوص...

رویای هر یک از ما پارت ۵

سلام صبحتون بخير دوستان طاعات و عباداتتون قبول حق باشه خوب ه...

پارت 2 عشق بی پروا: چشمام و روی صورتش دوخته بودم و نگاش میکر...

part22

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط