آن پیچکهای یاغی
«آن پیچکهای یاغی» دومین مجموعه چارپاره از آرزو حاجیخانی است. این دفتر، روایت زنیست که میان عشق و نامردمی، بودن و نبودن، و خاطراتی که رهایش نمیکنند، دستوپنجه نرم میکند. اشعار این مجموعه، با زبانی صریحتر و گاهی تلختر از دفتر اول، از دلزدگیهای عاشقانه، تنهاییِ شهریِ پرآشوب، و التماسهایی که بیپاسخ میمانند، میگویند.
«زندگی، مرگ؛ هر چه خواهد شد»
«من هم اگر پایش بیافتد، خوب نامردم!»
«حالا برای عشق خود خوابی ببین دیگر..»
«با رفتنت، تمام خیابان گریست و / هر ردپات، تا ته این کوچه درد شد»
«ناگهان آمدی و عشق، گره خورد به دل / چه نواها که غزلخوان تو بودم آن شب»
«این یوسفی که رفته به چاهت،
دیگر نمیرسد به تو، این بار»
«در سرخیِ مات نگاهت، عشق، زیبا بود؛
میخواستم ابری ته چشمان تو باشم...»
این مجموعه، فریادی دیگر از شاعری است که با چارپاره، پیچکهای یاغیِ دلش را به تصویر میکشد و از مخاطب میخواهد تا در این پیچوخمهای احساسی، با او همنفس شود.
مشخصات کتاب:
· قطع: رقعی
· ناشر: انتشارات سایهگستر
با همکاری کانون شاعران معاصر
«زندگی، مرگ؛ هر چه خواهد شد»
«من هم اگر پایش بیافتد، خوب نامردم!»
«حالا برای عشق خود خوابی ببین دیگر..»
«با رفتنت، تمام خیابان گریست و / هر ردپات، تا ته این کوچه درد شد»
«ناگهان آمدی و عشق، گره خورد به دل / چه نواها که غزلخوان تو بودم آن شب»
«این یوسفی که رفته به چاهت،
دیگر نمیرسد به تو، این بار»
«در سرخیِ مات نگاهت، عشق، زیبا بود؛
میخواستم ابری ته چشمان تو باشم...»
این مجموعه، فریادی دیگر از شاعری است که با چارپاره، پیچکهای یاغیِ دلش را به تصویر میکشد و از مخاطب میخواهد تا در این پیچوخمهای احساسی، با او همنفس شود.
مشخصات کتاب:
· قطع: رقعی
· ناشر: انتشارات سایهگستر
با همکاری کانون شاعران معاصر
- ۱۰.۰k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط