{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مرا

تو مرا
آنقدر آزردی
که خودم کوچ کنم از شهرت
بکنم دل ز دل چون سنگت
تو خیالت راحت
میروم از قلبت
میشوم دورترین خاطره در شبهایت
تو به من میخندی
و به خود میگویی
باز می آید و میسوزد از این عشق ولی
برنمیگردم نه...!
میروم آنجایی که دلی بهر دلی تب دارد
عشق زیباست و حرمت دارد
تو بمان
دلت ارزانی هر کس که دلش مثل دلت
سرد و بی روح شده است
سخت بیمار شده است
تو بمان در شهرت....
دیدگاه ها (۲)

یک زن تقریباً پنجاه ساله ی سفید پوست به صندلی اش رسید و دید ...

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می...

" به خاطر بسپار "- زندگی بدون چالش ؛ مزرعه بدون حاصل است.- ت...

مرد متاهلی در مجلسی گفت زن مثل کفش است...هر وقت کهنه شد میتو...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم‌کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

تو مرا آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت بِکَنَم دل زِ دل چون سنگ...

تو مراآنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چ...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت ...بکنم دل ز دل چو...

.تو مراآنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چون...

.تو مراآنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چون...

و مرا آنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط