#سناریو

#سناریو

وقتی میخاید برید خرید و یه لباس باز پوشیدی و دامن کوتاه ک تا بالای زانوهاته


نامجون: بدون هیچ حرفی با اخم بت خیره میشه میفهمی که چه غلطی خوردی و میری لباسو عوض میکنی

جین:انتظار نداشته باش اجازه بدم با این لباس از خونه در بیای بیرون

یونگی:دستت رو میگیره میبره اتاق خودش یه لباس انتخاب میکنه و میده بپوشی

هوسوک:رو کاناپه میشینه و به تی وی خیره میشه و میگه هروقت لباساتو عوض کردی میریم

جیمین:چون از استایلت رو خیلی دوس داره میزاره تنت و میگه:اوکی ولی قول نمیدم چشمی که دنبالت باشه رو کور نکنم

تهیونگ:آروم میاد سمتت تورو بین دستاش و میز پشت سرت محاصره میکنه و میگه دلت تنبیه میخاد بیبی گرل؟

کوک:به صورتت نزدیک میشه و دم گوشت زمزمه میکنه میگه حق نداری با این لباسا از خونه در بیای بیرون

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
درخواستی
دیدگاه ها (۲)

سناریو توکیو ریونجرز

#برادر ناتنی من

رمان بهترین من☆اهمم تصمیم گرفتم رمان بنویسم خیلی درخواست داش...

ایشون طباطبایی؛ معاون ارتباطات و اطلاع رسانی دفتر رئیس جمهور...

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

Part ²³ویو لیلی رفتیم تو یه بوتیک که لباس عروسای نازی داشت ب...

۱۰ همه چیزا باید خوشمزه باشه ....اگر بدمزه باشه ...یا زیر ای...

وقتی بچه دارین ولی .. ..نیشخند کوک بلند شد ،متعجب نگاش کردم ...

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

کپشننننن💘💘💘دوردونه سکسی🤤🔞پارت سِنشستم روی تختش نگاهمو تو کل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط