{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیا دیوانگی را عاشقانه ناز کن لیلا

بیا دیوانگی را عاشقانه ناز کن لیلا
بیا زنجیر را از پای مجنون باز کن لیلا

بزن دل را به دریا تا که ماهی ها به رقص آیند
برقص و عشق خود را با جنون ابراز کن لیلا

برایت یک خراسان شعر را فریاد خواهم کرد
به تارم جان بده ، بی تابی ات را ساز کن لیلا

شکسته بالهایت را به روی آسمان وا کن
و در چشمان آبی خدا پرواز کن لیلا

غزل مبهوت می ماند ، نگاهت سحر موزون است
بیا لیلا ، بیا ، افسانه را آغاز کن ...لیلا
دیدگاه ها (۳)

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

بیا دیوانگی را عاشقانه ناز کن لیلابیا زنجیر را از پای مجنون ...

بیا دیوانگی را عاشقانه ناز کن لیلابیا زنجیر را از پای مجنون ...

@taninبیا دیوانگی را عاشقانه ناز کن لیلابیا زنجیر را از پای ...

بیا دیوانگی را عاشقانه ناز کن لیلابیا زنجیر را از پای مجنون ...

بیا دیوانگی را عاشقانه ناز کن لیلابیا زنجیر را از پای مجنون ...

بیا دیـــوانه ای را عاشقانه ناز کنلیلابیا زنجیر را از پای مج...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

Nاز راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدر...

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط