{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Crazy Silence...

Crazy Silence...
پارت نهم
ویو ا.ت
__________
_همین الان خسارت رو بدم؟!....خب چقدر میشه؟!....
ات نگاهی به سرتا پای جیهوپ کرد ...
ات:پونصد وون....
جیهوپ کیف پولش رو در آورد و کارتش رو جلو ا.ت گذاشت....
_هرچقدر خواستی بگیر....فقط آنقدر رو مخ من نباش بد میبینی ...
ات:من رو تهدید میکنی؟؟....ا.ت نیستم اگر جوری نَکِشمت پایین که خودت به پام بیافتی....
_اصلا ترسناک نبود ....برو گمشو بزار قهوه ام رو بخورم ....
ا.ت کارت جیهوپ رو جلوی هوپی گذاشت
ات:نیازی به این خورده پول های تو که معلوم نیست از کجا در اومده ندارم جناب به اصطلاح محترم ....
_از یه کار شریف....
ات:کار شریف(خنده)
از میز شماره شیش که متعلق به جیهوپ بود دور شد....
بکهیون:خب چیشد؟!...
ات:هیچی....مردیکه سایکوپی بدبخت ....انگار....آیشش...بکهیونیا بیا بریم خونه
بکهیون:ادامه حرفت؟!
ات:پیش یونگی میگم شاید اون چیز جدید تری هم تو دست و بال داشته باشه....
بکهیون از روی صندلی بلند شد و همراه ا.ت از کافه دنج و کوچیک خارج شد....
بعد از ۳۰ مین به خونه رسیدند
ا.ت کلید انداخت و وارد خونه شد ....
بعد از سلام و خوش آمد گویی یونگی به بکهیون ات و بکهیون لباس هاشون عوض کردن
@خب ا.ت چی تو کافه میخواستی بگی ؟! ادامه حرفت رو بگو که بد درگیرم کرده
ات:آها....خب ببین گفتم که این مرد X هر کسی رو نمی‌کشه یعنی در واقع همه مقتول ها کسایی بودن که جرم های نابخشودنی کرده بودن و دولت ولشون کرده ...یا کسایی توسط رسانه ها معلوم شده به دختر ها ت،ج،ا،وز کردن...مثلا آخرین نفری که کشته بود که با جونگکوک تو جنگل دنبالش گشتیم مقتولی به اسم رابرت بود...این رابرت ما دو تا دختر رو کشته بود ولی دولت اصلا اهمیت نداده بود....البته باید به این دقت کنیم که ممکنه این مرد سایکوپی ما برای رسیدن به این مقتول اصلی چند نفر بی گناه رو بکشه ولی خب....
@و کار من چیه؟!
یونگی&:ما میخوایم از اونجایی که تو رئیس شرکتی و میتونی با هر شرکتی قرار داد ببندی و کلا دست و بالت از چند نظر بازه برامون دنبال آدم های مشکوک داخل شرکت ها و کمپانی های مختلف بگردی....ما چون پلیسیم درسته هرجا میتونیم بریم اما اگر خیلی بیش از حد رفت و آمد کنیم و مجوز بگیریم بین مردم پخش میشه و ماموریت تقریبا محرمانه مون لو می‌ره...اینجوری شاید نتوانیم این مردX رو پیدا کنیم
ادامه کامنت...
نظر یادت نره رفیق!
#bts#ARMY#BANGTAN#J_HOPE#army#fake#HOSOK
دیدگاه ها (۱۳)

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

marry without love

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سناریو بونتن پارت۸

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

سناریو ران پارت یک

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط