#در_سوگ_شاه_مردان

#در_سوگ_شاه_مردان

چه بگویم درباره #مظلومیت کسی که در این دنیا چشم خود را در کعبه باز و در مسجد بست.
با اینحال وقتی خبر #شهادتش به شام رسید،
متعجبانه پرسیدند: آخر مگر #پسر_ابوطالب نماز هم میخواند که در مسجد کشته شود؟
#اللهم_العن_قتلة_امیرالمؤمنین_من_الاولین_والاخرین #آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان_عج
#رمضان_کریم🌙🌹🍃
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

جهانی میان بیداری و خوابPart 2آملیا بعد از اینکه از تخت بلند...

فیک: بابای سخت گیر من — part 14[سوآ پشت سر کوک وارد اتاق مطا...

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

شجاعت در سایه

{محکوم به لمس } part ۲۳ 杂交种 دست دراز کرد سمت موهای آرو تند ...

چند پارتی بازی ممنوع

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو میکا_____ماشین با...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

🥀💚 **عنوان: «آخرین خداحافظی؛ وقتی ایزوکو میدوریا به میدان نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط