بنام در هم کوبنده ی ستمگران
بنام در هم کوبنده ی ستمگران
ای حضرت آسمان!
تو را که مطلع نستوه هدایتی،
چه گزند از پنجه ی مذبوحانه ی سگان
و زوزه ی عاجزانه ی گرگان
ای رحمت بی امان الهی!
دامان کران تا کران حضور روشنت مجال جولان مگسان نجاست نشین نیست...
تبت یدا ابی لهب و تب...
بریده باد دستان بولهبان
شکسته باد قلمهایی که جوهر از شوکران ضلالت می نوشند
ای دلهاتان ظلمت بر هم آمده
ای چشم هاتان تنگ و مکدر و کور
صم بکم عمی فهم لایعقلون
هرگز به انکار محقر شما روح روشن حقیقت سایه نخواهد پذیرفت
ای عقلهاتان مس شیطان
ای اندیشه هاتان عروسکان مسخ شده ی جهالت
دهان فروبندید!
یریدون ان یطفؤا نورالله بافواههم...
زودا که حادثه ی کوبنده ی قیامت دلهاتان را چنان از جای برکند و از هم بپاشد که مست و سر از پا نشناخته بر زمین و زمان بیاویزید
و تری الناس سکاری و ما هم بسکاری...
و ملایک قهر از پیشانی و پاها به آتش عذاب الهی تان بیفکنند...
یعرف المجرمون بسیماهم فیوخذ بالنواصی والاقدام...
همان آتش شررباری که بر قلبها(نیز) زبانه میکشد...
نارالله الموقده...
التی تطلع علی الافءده...
ای حضرت آسمان!
تو را که مطلع نستوه هدایتی،
چه گزند از پنجه ی مذبوحانه ی سگان
و زوزه ی عاجزانه ی گرگان
ای رحمت بی امان الهی!
دامان کران تا کران حضور روشنت مجال جولان مگسان نجاست نشین نیست...
تبت یدا ابی لهب و تب...
بریده باد دستان بولهبان
شکسته باد قلمهایی که جوهر از شوکران ضلالت می نوشند
ای دلهاتان ظلمت بر هم آمده
ای چشم هاتان تنگ و مکدر و کور
صم بکم عمی فهم لایعقلون
هرگز به انکار محقر شما روح روشن حقیقت سایه نخواهد پذیرفت
ای عقلهاتان مس شیطان
ای اندیشه هاتان عروسکان مسخ شده ی جهالت
دهان فروبندید!
یریدون ان یطفؤا نورالله بافواههم...
زودا که حادثه ی کوبنده ی قیامت دلهاتان را چنان از جای برکند و از هم بپاشد که مست و سر از پا نشناخته بر زمین و زمان بیاویزید
و تری الناس سکاری و ما هم بسکاری...
و ملایک قهر از پیشانی و پاها به آتش عذاب الهی تان بیفکنند...
یعرف المجرمون بسیماهم فیوخذ بالنواصی والاقدام...
همان آتش شررباری که بر قلبها(نیز) زبانه میکشد...
نارالله الموقده...
التی تطلع علی الافءده...
- ۴۷۵
- ۲۷ دی ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط