🌹#داستان_کوتاه

🌹#داستان_کوتاه

🌸 کسی آمد محضر آیت الله میلانی در مشهد.
در اطراف حرم امام رضا علیه السلام مغازه داشت.
عرض کرد: مغازه دارم در اطراف حرم، در ایامی که شهر شلوغ است و زائر زیاد، قیمت اجناس را مقداری بالا میبرم و بیشتر از نرخ متعارف میفروشم. حکم این کار من چیست؟

آیت الله میلانی فرمود:
این کار "بی انصافی" است.
مغازه دار خوشحال از این پاسخ و اینکه آقا نفرمود حرام است، کفشهایش را زیر بغل گذاشت و دست بر سینه عقب عقب خارج میشد.

آقای میلانی با دست اشاره کرد به او که برگرد، برگشت!
آقا دهانش را گذاشت کنار گوش مغازه دار و گفت: داستان کربلا را شنیده ای؟
گفت:بله!
گفت: میدانی سیدالشهدا علیه السلام تشنه بود و تقاضای آب کرد و عمر سعد آب را از او دریغ کرد؟
گفت: بله آقا، شنیده ام.
آقای میلانی فرمود:
آن کار عمر سعد هم "بی انصافی" بود!

👌این روزها #باانصاف باشیم

💠 @Ansuiemarg 🎯
دیدگاه ها (۰)

🔷 روضه مهم در سامرا❖ آیت الله شبیری زنجانی فرمود : این قضیه ...

به خدا قسم ای آقای ما اگر ما همگی کشته شویم و اگر ما بدانیم ...

خیلی قشنگه با حوصله بخونید داستان حضرت حبیب بن مظاهر چیست؟ و...

ماجرای گفت‌و‌گوی آقای حق‌شناس و امام زمان(علیه السلام)در مجل...

سلام ، نماینده ی محترم استان سیستان و بلوچستان جناب آقای شهر...

⚡️✨ چند دستور قوی و مجرب برای تقویت حافظه و قدرت حفظ۱. تقویت...

دختر ماه و پسر خورشید ادامه پارت دوم

با سلام خدمت همه دغدغه مندان خواستم یک تجربه رو بازگو کنم دا...

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط