{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✍ زلف طلایی

✍ زلف طلایی

ای کاش دلت از دل تنگم خبری داشت
یا ناله ی من در دل سنگت اثری داشت
یا شام فراقت ز پی خود سحری داشت
یا نرگس مخمور تو بر من نظری داشت
ای زلف طلایی تو کجایی تو کجایی
کز کار فرو بسته ی دل عقده گشایی
جز گونه ات ای مه، گل بی خار که دیده
جز چشم تو مردمکُش بیمار که دیده
جز سرو قدت سرو به رفتار که دیده
جز لعل لبت لعل شکر بار که دیده
ای برده سر زلف تو آرام و قرارم
تا چند برای تو غم دل بشمارم
تا چند به جای تو بُود اشک کنارم
از مرغ سحر پرس که هر شب به چه کارم
ای کاش سرم بر سر زانوی تو باشد
یا پنجه ی من شانه ی گیسوی تو باشد
امشب لب من برلب خوشگوی تو باشد
شب تا به سحر چشم من و روی تو باشد
ای زلف طلایی تو کجایی تو کجایی
کز کار فرو بسته ی دل عقده گشایی

#عماد_خراسانی🌹 🌹 🌹
🔽 🔽 🔽
🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂 🍂
دیدگاه ها (۳)

فراتر از خویش

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p7همون موقع...جایی خیلی دورتر از خونه‌ی ن...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹صدای آژیر، سکوت سرد سحرگاه را در هم...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

رمان: قفس طلاییفصل اول: شبِ سردِ بیگانه‌هاعمارتِ بزرگِ خانوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط