فرشته نجات (پارت آخر )
فرشته نجات (پارت آخر )
«ا/ت و شوگا با سختی یه تاکسی پیدا کردن سوار شدن ا/ت چون نگران شوگا بود بردش خونه خودش (فقط چون نگرانش بود ها 😂)
~شوگا برو استراحت کن من برات قرص میارم !
-اوهوم
«شوگا میره تو اتاق ا/ت و رو تخت دراز میکشه و اتاق برانداز میکنه »
~شوگا پاشو اینا رو بخوره تا بهتر شی !(قرص میده به شوگا)
-(شوگا قرص میخوره دوباره دراز میکشه )
-اتاق قشنگی داری !
~مرسی (لبخند)
-اوه اشتباه شد اتاقت نه اتاقمون (خند)
~چیه !؟(خند)
-از اونجای که تو دوست دختر من و من دوست پسر توم هرچی داریم برای همه این خونه برای جفتمون و خونه منم برای جفتمون اتاق تو برای جفتمون و اتاق منم برا جفتمون پس من هر وقت بخوام میام اینجا (خند)
~فرصت طلب (خند)
~خیلی خوب زبون نریز بخواب (خند)
-باش
«شوگا میخوابه و ا/ت براش سوپ درست میکنه که گوشی شوگا زنگ خورد اول ا/ت بی توجهی کرد اما بعدش دید ول نمیکنه جواب داد»
~الو !؟
=من به شوگا زنگ زدم نه؟
~بله درست اما الان ایشون نیستن من به جاشون جواب میدم هر کاری دارید بگید من بهشون میگم !
=نه باید با خودشون حرف بزنم !اومدن بگید بهم زنگ بزنن!
~باش
«ا/ت قطع میکن گوشی میذار سر جاش شوگا یهو بلند شد لباسش در اورد دوباره خوابید (بچه تو خواب گرمش شد چیزی نیست 😂)
«ا/ت همینطوری بخاطر حرکت یهوی شوگا بهش زل زد بود که یهو خندش گرفت کیوتی زیر لب گفت رفت تو آشپز خونه»
«بعد چند ساعت شوگا بیدار شد رفت تو آشپز خونه و ا/ت از پشته بغل کرد »
~اووو بلخر بیدار شدی خوابالو (لبخند)
-اوهوم(صدای بم )
~شوگا یکی به گوشیت زنگ زد من نمیخواستم جواب بدم اما خیلی زنگ میزد برای همین جواب دادم ازش پرسیدم کارش چیه بگه بهت میگم اما گفت میخواد با خودت حرف بزن گفت بهت بگم بهش زنگ بزنی !
-اوه !واقعا!؟باش ممنونم عزیزم
«شوگا رفت سمت اتاق گوشیش برداشت آخرین تماساش چک کرد و فهمید یونا بود نمیدونست یونا چشه شد همین الان احساساتش نسبت به شوگا شکوفه کرد وقتی شوگا بخاطرش تا صبح مست میکرد کجا بود شوگا با کلافگی زنگ زد »
=اوپااا
-چیشد یونا !؟(با صدا بم)
=اوپا خواستم باهات خداحافظی کنم تو دیگه منو دوست نداری و اینجا من بیشتر یاد تو میندازه و حالمو بد میکنه میخوام برم اینطوری هم برای من همه برای تو بهتر امیدوارم کسی که جدیدا انتخاب کردی مثل من اذیت نکنه و صادقانه دوستت داشت باش چون لیاقتش داری اوپا امیدوارم زندگی خوبی بسازی ممنون که تو اون مدت خیلی هوامو داشتی و مراقبم بودی و زندگی برام قشنگ تر کردی اما من قدر تو رو ندونستم با دستای خودم زندگیم نابود کردم !
-میخوای کجا بری!؟
=یه جای دور (تک خند)
-باش موفق باشی امیدوارم توم مثل من ادم درست زندگیت پیدا کنی و زندگی جدیدی بسازی و سعی کنی قبل هر کاری خوب فکر کنی !
=(میخند)ممنون اوپا توم همینطور امیدوارم موفق و خوشبخت باشی خدافظ
-خدافظ (تلفن قطع میکنه )
~شوگولی بیا سوپ بخور!
-شوگولی !؟باش اومدم (خند)
«چند ماه بعد….»
-ا/ت میشه برای همیشه کنارم باشی !؟
~بله(خند)
«شوگا پاشد و حلقه رو دست ا/ت کرد اون بغل کرد تو هوا چرخوند آروم گذاشتش زمین و لباش رو بوسید پیشونیش به پیشونی ا/ت چسبوند»
-قرار خیلی خوشبخت شیم
~اهوم !
«چند سال بعد ….»
~یااا مین هو بیا اینجا ببینم از صبح همشه بازی کردی باید یه چیزی بخوری
-عزیزم بزار بازیش بکن !
~اومدی !؟
«شوگا اومد سمت ا/ت گونشو آروم بوسید »
-اوهوم
«شوگا و ا/ت باهام ازدواج کردن و زندگی خوبی شروع کردم و صاحب یه پسر به نام مین هو شدن و ا/ت و شوگا تو زندگی همه مثل یه فرشته نجات شدن »
پایان….!)
امیدوارم لذت برد باشید 😊
دوست دارید رمان بعدی راجب کیه باش !؟
«ا/ت و شوگا با سختی یه تاکسی پیدا کردن سوار شدن ا/ت چون نگران شوگا بود بردش خونه خودش (فقط چون نگرانش بود ها 😂)
~شوگا برو استراحت کن من برات قرص میارم !
-اوهوم
«شوگا میره تو اتاق ا/ت و رو تخت دراز میکشه و اتاق برانداز میکنه »
~شوگا پاشو اینا رو بخوره تا بهتر شی !(قرص میده به شوگا)
-(شوگا قرص میخوره دوباره دراز میکشه )
-اتاق قشنگی داری !
~مرسی (لبخند)
-اوه اشتباه شد اتاقت نه اتاقمون (خند)
~چیه !؟(خند)
-از اونجای که تو دوست دختر من و من دوست پسر توم هرچی داریم برای همه این خونه برای جفتمون و خونه منم برای جفتمون اتاق تو برای جفتمون و اتاق منم برا جفتمون پس من هر وقت بخوام میام اینجا (خند)
~فرصت طلب (خند)
~خیلی خوب زبون نریز بخواب (خند)
-باش
«شوگا میخوابه و ا/ت براش سوپ درست میکنه که گوشی شوگا زنگ خورد اول ا/ت بی توجهی کرد اما بعدش دید ول نمیکنه جواب داد»
~الو !؟
=من به شوگا زنگ زدم نه؟
~بله درست اما الان ایشون نیستن من به جاشون جواب میدم هر کاری دارید بگید من بهشون میگم !
=نه باید با خودشون حرف بزنم !اومدن بگید بهم زنگ بزنن!
~باش
«ا/ت قطع میکن گوشی میذار سر جاش شوگا یهو بلند شد لباسش در اورد دوباره خوابید (بچه تو خواب گرمش شد چیزی نیست 😂)
«ا/ت همینطوری بخاطر حرکت یهوی شوگا بهش زل زد بود که یهو خندش گرفت کیوتی زیر لب گفت رفت تو آشپز خونه»
«بعد چند ساعت شوگا بیدار شد رفت تو آشپز خونه و ا/ت از پشته بغل کرد »
~اووو بلخر بیدار شدی خوابالو (لبخند)
-اوهوم(صدای بم )
~شوگا یکی به گوشیت زنگ زد من نمیخواستم جواب بدم اما خیلی زنگ میزد برای همین جواب دادم ازش پرسیدم کارش چیه بگه بهت میگم اما گفت میخواد با خودت حرف بزن گفت بهت بگم بهش زنگ بزنی !
-اوه !واقعا!؟باش ممنونم عزیزم
«شوگا رفت سمت اتاق گوشیش برداشت آخرین تماساش چک کرد و فهمید یونا بود نمیدونست یونا چشه شد همین الان احساساتش نسبت به شوگا شکوفه کرد وقتی شوگا بخاطرش تا صبح مست میکرد کجا بود شوگا با کلافگی زنگ زد »
=اوپااا
-چیشد یونا !؟(با صدا بم)
=اوپا خواستم باهات خداحافظی کنم تو دیگه منو دوست نداری و اینجا من بیشتر یاد تو میندازه و حالمو بد میکنه میخوام برم اینطوری هم برای من همه برای تو بهتر امیدوارم کسی که جدیدا انتخاب کردی مثل من اذیت نکنه و صادقانه دوستت داشت باش چون لیاقتش داری اوپا امیدوارم زندگی خوبی بسازی ممنون که تو اون مدت خیلی هوامو داشتی و مراقبم بودی و زندگی برام قشنگ تر کردی اما من قدر تو رو ندونستم با دستای خودم زندگیم نابود کردم !
-میخوای کجا بری!؟
=یه جای دور (تک خند)
-باش موفق باشی امیدوارم توم مثل من ادم درست زندگیت پیدا کنی و زندگی جدیدی بسازی و سعی کنی قبل هر کاری خوب فکر کنی !
=(میخند)ممنون اوپا توم همینطور امیدوارم موفق و خوشبخت باشی خدافظ
-خدافظ (تلفن قطع میکنه )
~شوگولی بیا سوپ بخور!
-شوگولی !؟باش اومدم (خند)
«چند ماه بعد….»
-ا/ت میشه برای همیشه کنارم باشی !؟
~بله(خند)
«شوگا پاشد و حلقه رو دست ا/ت کرد اون بغل کرد تو هوا چرخوند آروم گذاشتش زمین و لباش رو بوسید پیشونیش به پیشونی ا/ت چسبوند»
-قرار خیلی خوشبخت شیم
~اهوم !
«چند سال بعد ….»
~یااا مین هو بیا اینجا ببینم از صبح همشه بازی کردی باید یه چیزی بخوری
-عزیزم بزار بازیش بکن !
~اومدی !؟
«شوگا اومد سمت ا/ت گونشو آروم بوسید »
-اوهوم
«شوگا و ا/ت باهام ازدواج کردن و زندگی خوبی شروع کردم و صاحب یه پسر به نام مین هو شدن و ا/ت و شوگا تو زندگی همه مثل یه فرشته نجات شدن »
پایان….!)
امیدوارم لذت برد باشید 😊
دوست دارید رمان بعدی راجب کیه باش !؟
۹.۵k
۲۰ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.