{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتشی در خرمن هستی من افتاده بود

آتشی در خرمن هستی من افتاده بود

تا برآرد روزگار از روزگار من دمار

من چو غواصی که ناگه رفته در کام نهنگ

یا کسی کو خود زده ناگه به آبی ٬ بی گدار

تیره طوفانی که گر بر کوهساران بگذرد

باز نگذارد به جز خاکستری از کوهسار

غرقه ی غرقاب و دارم دست و پایی می زنم

بی فروغ از هر کران و نا امید از هر کنار

گه به جانم آتش تحمیل تسلیم و رضاست

گه به مغزم برق فکر انتقام و انتحار

سر فکندم پیش و رفتم رو به سوی سرنوشت

ورد آهم دمبدم: " ای روزگار ٬ ای روزگار"

تاج عشق آری به خاکستر نشینان می دهند

هر گدای عشق را حافظ نخواند شهریار...🦋🦋


دوستتدارم #بهترین_ابدیم🫂

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

بهجت آباد است و شب نیمه است و من چشم انتظار انتظاری آخرین ...

تو آشوب های فرانسه یه نفر به سمت ماشین آتش‌نشانی سنگ انداخت ...

🌹گوگوش - آهنگ مرهم🌹🏆پیج آهنگهای قدیمی خاطره انگیز🏆🌟🌟🌟🌟 💢دنب...

طناز🤍🎀 درخواستی یه جواب کوتاه ولی از ته دل🩷دوست دارم بدونم ا...

صیغه یابی و همسریابی

نیما و درسا 🤍🎀 درخواستی یه جواب کوتاه ولی از ته دل🩷دوست دارم...

نازنین 🤍🎀 درخواستی یه جواب کوتاه ولی از ته دل🩷دوست دارم بدون...

انتقاد از وضعیت فعلی و فراموشی بیسوادی از اوضاع قبل به روایت...

اشک #ایران#شهدا

همیشه خیابان هام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط