راستش،

راستش،
اگر زنده‌ام هنوز،
اگر گه‌گاه به نظر می‌رسد
که حتا پُرم از جنبشِ حیات،
فقط و فقط مال بی‌جربزه‌گی‌ست.
می‌دانم
کسی که تا این سن خودش را نکشته بعد از این هم نخواهد کشت.
به همین قناعت خواهد کرد که،
برای بقاء،
به طور روزمره نابود کند خود را:
با افراط در سیگار؛
با بی‌نظمی در خواب و خوراک؛
با هر چیز که بکشد اما در درازای ایام؛ در مرگ بی‌صدا.
دیدگاه ها (۳)

همراه با بازار همگام با تاریخ

ه این نگاه کردن نیستجهان را تمام شده بدانشهر را از چه می‌انب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط