{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آقای جناب ... !

آقای جناب ... !
گهگاهی
زن قصه ات را
بانویِ من
صدا کن !
گاهی با عجله
اسمت را که میگوید
آرام بگو
جانم ؟
بعد می بینی چه با شرم می گوید
جانت بی بلا باد
گاهی بی هیچ دلیلی برایش
شکلات بخر
کنارش بنشین و تماشا کن
بانویی را که ذوق می کند
از همان شکلاتی که باور کن
شیرینش بیشتر بخاطرِ
دستانِ توست

آقای جناب ... !
بیا یک رازِ زنانه را برایت فاش کنم :
دخترها بیشتر از هرچیز
سادگی را دوست دارند
یک سادگی پر از
شوق هایِ کوچک و رنگی
همین ... !
دیدگاه ها (۲)

بانو امشب دوباره آمده ام که به خواب های مشترکمان فکر کنیم و ...

دستهایش را که بتکاند از هر انگشتش دردی بزرگ میریزد که آرام ر...

بانو ... مریض که می شوی پرستار می شوم ... می آیم و می نشینم ...

بانو ... چای از دست تو ! خوردن دارد سیـــــــــــــب را تو ب...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۱ صبح زود، ساختمان ...

آقای جناب ... ! گهگاهی زن قصه ات را بانویِ من صدا کن !گاهی ب...

اقای جناب … ! گهگاهی زن قصه ات را بانویِ من صدا کن ! گاهی...

آقای جناب ... !گهگاهیزن قصه ات رابانویِ منصدا کن !گاهی با عج...

آقای جناب ... !گهگاهیزن قصه ات رابانویِ منصدا کن !گاهی با عج...

گهگاهی زن قصه ات را بانویِ من صدا کن !گاهی با عجله اسمت را ک...

آقای جناب....!گهگاهی زن قصه ات را بانوی من صدا کن!اسمت را ک...

آقای جناب ... !گه گاهیزن قصه ات رابانویِ منصدا کن !گاهی با ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط