رومان قطره قرمز (پارت 8)

از زبان سونیک 💙

سوار ماشین شدیم و بعداز ده دقیقه رسیدیم..... پیاده شدم و دست شدو رو گرفت و باهم وارد خونه شدیم تا چراغ رو روشن کردم بچه ها پریدن روبه‌روم
همگی:سوپرایز
سونیک :وای اینا همش برای منه
تیلز:معلوم رفیق ما این جشن رو برای تو گرفتیم
سونیک:من واقعا ممنونم
ایمی:خواهش میکنم ولی روژ خیلی کمک کرد
روژ:تشکر کن دیگه
سونیک:حالا که گفتی تشکر نمیکنم
شدو:تمومش کنید
ناکلز:بزار دعوا کنن
شدو :تو خفشو
ناکلز :چی
شدو:گفتم خفشو
ناکلز :باشه بابا اه
کیک رو برش زدم و کادو هام رو باز کردم ایمی برام عطر خریده بود روژ برام یه گوشواره، ناکلز یه جاکیلیدی الماس، سیلور برام یه قاب گوشی ساده خرید که روش یه نوشته اینگیلیسی داشت و تیلز هم برام یه کتاب خرید ولی شدو هیچی بهم نداد مهمونی تموم شد و بچه ها رفتن
شدو:سونیک یه دقیقه بیا
سونیک:اومدم
رفتم پیشش یه کادو دستش بود
زانو زد و درش رو برداشت یه حلقه ساده طلایی بود
شدو:خب سونیک با من ازدواج میکنی؟
سونیک:معلومه که اره
حلقه رو دستم کرد و پاشد.....
ببخشید چندوقت نبودم😁
دیدگاه ها (۰)

رومان عشق پنهانی (پارت7)

Sonamy animatic

دردسر های سه روزه ( پارت ۵ ) وقتی سونیک بیدار شد دید روی تخت...

خبر خوش بلاخره یه پارت دادم بالاخره نوشتمممم😂❤️پارت...؟🔥عشق ...

رومان قطره قرمز (پارت 3)

قلبی که دیگه برای دیگران نمیزنهپارت ۴از زبان شدوحرفایی که سو...

رومان قطره قرمز (پارت 6)

رومان قطره قرمز (پارت 5)

رومان قطره قرمز (پارت 2)

اوسی سونیک بندهههههههبریم یه بیو بدیمنام : لونا نام خانوادگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط