ای دل غافل چرا وامانده ای در کار خویش
ای دل غافل چرا وامانده ای در کار خویش
هان نباشی خواب و آید او نبینی یار خویش
هوش دار از لحظه فجر و طلوع آفتاب
تا نباشی خود اسیر بخت نابیدار خویش
وعده دیدار جانان میرسد از سوی حق
بایدت نزدیک دانی نوبت دیدار خویش
از چه رو دانی بعید آن لحظه ناب ظهور
تا به کی مانی تو در این ظلمت انکار خویش
سنگدل گشتی مگر از مکر شیطان رجیم
کاینچنین گشتی اسیر حیلت افکار خویش
چشم دل را باز کن بر روی انوار حبیب
برفکن از دیدگانت پرده پندار خویش
چند باشی در پی دنیا و این بازیچه اش
تا به کی دانی دوام و گرمی بازار خویش
باز کن آغوش خود را بهر تکریم عزیز
میرسد از ره دگر آن مهربان غمخوار خویش
سعی خود کن لایق دیدار جانانت کنند
زین سبب زآیینه دل پاک کن زنگار خویش
خانه را آماده کن از بهر استقبال یار
میرسد عطر مسیحا نفخه دلدار خویش
وبگاه اشعار مهدوی
#یا_مهدی_ادرکنی
هان نباشی خواب و آید او نبینی یار خویش
هوش دار از لحظه فجر و طلوع آفتاب
تا نباشی خود اسیر بخت نابیدار خویش
وعده دیدار جانان میرسد از سوی حق
بایدت نزدیک دانی نوبت دیدار خویش
از چه رو دانی بعید آن لحظه ناب ظهور
تا به کی مانی تو در این ظلمت انکار خویش
سنگدل گشتی مگر از مکر شیطان رجیم
کاینچنین گشتی اسیر حیلت افکار خویش
چشم دل را باز کن بر روی انوار حبیب
برفکن از دیدگانت پرده پندار خویش
چند باشی در پی دنیا و این بازیچه اش
تا به کی دانی دوام و گرمی بازار خویش
باز کن آغوش خود را بهر تکریم عزیز
میرسد از ره دگر آن مهربان غمخوار خویش
سعی خود کن لایق دیدار جانانت کنند
زین سبب زآیینه دل پاک کن زنگار خویش
خانه را آماده کن از بهر استقبال یار
میرسد عطر مسیحا نفخه دلدار خویش
وبگاه اشعار مهدوی
#یا_مهدی_ادرکنی
- ۸۷۴
- ۱۸ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط