سر به گلها میزنم هر روز چون پروانه ای
سر به گلها میزنم هر روز چون پروانه ای
شعر میخوانم چو بلبل بهر هر فرزانه ای
زیر پاهایم چه خش خش میکند گلبرگها
امده شاید به شهرم ،عاشقی ،دیوانه ای
او که شب با یاد او خوابم،کجا پر میزند
گفته با چادر بمانم درب یک میخانه ای
مرد رویاهای من اماده ام تا جان دهم
تا شوم روزی عروست زیر سقفی،خانه ای
مرد کاشانی،برو از گل گلابی ساز کن
گفته استادت بگویی شعر نه افسانه ای
شعر میخوانم چو بلبل بهر هر فرزانه ای
زیر پاهایم چه خش خش میکند گلبرگها
امده شاید به شهرم ،عاشقی ،دیوانه ای
او که شب با یاد او خوابم،کجا پر میزند
گفته با چادر بمانم درب یک میخانه ای
مرد رویاهای من اماده ام تا جان دهم
تا شوم روزی عروست زیر سقفی،خانه ای
مرد کاشانی،برو از گل گلابی ساز کن
گفته استادت بگویی شعر نه افسانه ای
- ۳۷۷
- ۲۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط