{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طفلان حضرت زینب(س) 

طفلان حضرت زینب(س) 


این شیر بچه های من از نسلِ حیدرند

همزاد پاکی و کرم از خونِ جعفرند

در اوج خویش اگر چه به طیار می رسند

ای رُکنِ عشق من به شما سجده می برند

رخصت دهید لشکرِ طاغوت و جبت را

با ذکر یا علی مدد از پا در آورند

در عشق رفته اند به دائی ماهشان

آئینه های رزم علمدارِ لشکرند

سوگند خورده اند که قربانیت شوند

من مطمئنم آبرویم را نمی برند

شمشیر بسته، مستِ کفن، تشنه ی وصال

بر جان خویش درد و بلای تو می خَرند

سهمی مرا ز داغِ جگر گوشه ها دهید

این دو امیدِ آبروی من به محشرند

تا زیر کعبِ نیزه نیفتاده ام ز پا

بگذار تا به پای تو از خویش بگذرند

دغ می کنند معجر من جا به جا شود

حساس و غیرتی به سرانجام مادرند

اسباب خجلت است کریمانه کن قبول

این دو ذبیح تحفه ی ناچیزِ خواهرند

در ازدحامِ نیزه و شمشیرها اگر

دیدی که قطعه قطعه و در خون شناورند

دلخوش نکن به یاوری خواهرانه ام

پاها مرا ز خیمه برونم نمی برند

شرمِ حضورِ خواهرِ خود را قبول کن

قربانیانِ اصغرِ خود را قبول کن
دیدگاه ها (۱)

#عبدالله

روز پنجم محرم، عبدالله بن حسن(ع)طفلی اگر بزرگ شود با کریم ها...

شراب و خوننیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در س...

.نیست یاری تا بگویم راز خویش ناله پنهان کرده ام در ساز خویش ...

نیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در ساز خویشچنگ...

نیست یاری تا بگویم راز خویش...

امام محمدباقر

نگاه کودکی ات دیده بود قافله راتمام دلهره ها را، تمام فاصله ...

تا اختیار کردم سر منزل رضا رامملوک خویش دیدم فرماندهٔ قضا را...

طولانیه؛ اما واقعا زیباست... اگر وقت دارید حتما بخونید دوستا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط