بریز درد روی درد...هنوز زنده ام فلک...

بریز درد روی درد...هنوز زنده ام فلک...
ببار زخم روی زخم...بزن به جان من محک..

هنوز می کشم نفس.. چه داغدار خسته ای...
چه روز ها.. چه لحظه ها.. که کرده ام به مرگ شک..

بیا و قلب خسته را.. ببر به زیر خاک ها...
که شمعهای سوخته.. ز پا فتاده تک به تک..

چه ذرّه ذرّه می چکد.. نمک به روی زخم هام...
به هم بزن عذاب را.. و نگذرانش از الک..

هنوز نیمه جانم و هنوز می تپد دلم...
و زندگی مرا به پی.. دوباره می کشد یدک..

نه خسته من نمی شوم...از این حصارو  این قفس...
بریز درد روی درد... هنوز زنده ام فلک...
دیدگاه ها (۱۵)

غروب روز بعد، آسمان شهر به رنگ زخم بود؛ نارنجیِ سوخته که کم ...

دل سوخته، شبیه دل خیمه ها شده مانند پاره پیرهنی نخ نما شده ...

‍ ‍ ‍ #یا_سید_الساجدین_ع دل سوخته، شبیه دل خیمه ها شدهمانند ...

باز داغِ سینه بی اندازه شدبارِ دیگر کُهنه زخمی تازه شدشب رسی...

شب که می‌شود، تو هم نزدیک‌تر می‌شوی جانم.خودت نه، اما خیالت،...

می‌سوزد از فراق شما باغبان هنوزدر سوگ داغ بیست گل ارغوان هنو...

سر می کنم در روزهایی که نمی دانم...یک ساعت دیگر من آیا زنده ...

موسای طور غربتم و خسته و بی عصامجروح عشق هستم و محکوم بی خطا...

تو باید آب، باید باد، باید شاپرک باشیتو باید چند سر بالاتر ا...

موسای طور غربتم و خسته و بی عصا مجروح عشق هستم و محکوم بی خط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط