{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Ashura

پارت آخر از عاقبت قاتلان امام حسین
شمر ابن زی الجوشن : او در واقعه ی عاشورا تصمیم گرفت خیمه هارا آتش بزند که اطرافیانش جلوی اورا گرفتند و یکی دیگر از کار های او نشستن بر روی تخته سینه ی امام حسین و بریدن سر آن بود ، او بعد از قیام مختار به روستایی در کوفه پناهنده شد و طولی نکشید که یاران مختار اورا دستگیر کردند و مختار دستور داد اول بر بدن او بتازند
و اورا داخل دیگ روغن بیاندازند تا وقتی که بدن آن ذوب شد او را بیرون بیاورند و سر اورا قطع کنند
عمر ابن سعد : این شخص که فرمانده ی سپاه یزید در عاشورا بود دستور داد آب را بر امام حسین ببندند و وقتی تمامی آنها را کشتند بر پیکر آنها بتازند ، رئیس شهربانی مختار وقتی عمر را با پسرش دید با او درگیر شد و با شمشیر بر فرق سر او ضربه زد و عمر با بدنی کم جان به زمین افتاد و مختار دستور داد اینقدر با شمشیر به بدن او ضربه بزنن تا بدنش به هزار تیکه تقسیم شود و همچنین دستور داد پسرش را هم سر بزنند و بقیه ی پیکر عمر و پسرش را داخل آتش بسوزانند

بجدل ابن سلیم کلبی : او روی سر پیکر امام حسین رفت بخاطر انگشترش تمام انگشتان آن را برید ، سربازان مختار اورا هم دستگیر کردند و تمام انگشتان اورا بریدند و همچنین دست و پای اورا قطع کردند و در همان حالت ولش کردند تا اینقدر خونریزی کنه تا بمیره
دیدگاه ها (۲۰)

‼️ #تاریخ بدجور قضاوت خواهد کرد!✍ حتی تصوّرش نیز #شرم دارد ک...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش دوم)

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

متن بیان #رهبری_شهید : لُب و جوهر حادثه‌ی عاشورا این است که ...

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت پایانی)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط