وقتی توی بار.....(درخواستی)
فیلیکس:چان هیونگ بسپرش به منو هان تو و جونگین و هیون برین لباساتو عوض کنین
چان: اوکی سپردم به شماهیون،جونگین بریم؟ هیونحین و جونگین بلند شدن و با بنگچان به سمت اتاقشون راه افتادن و الان فقط تو و هاتو فیلیکس مونده بودین و تو داشتی یکی از چالش های تیک تاک رو نگاه میکردی که با صدای فیلیکس به خودت اومدی و چشمت رو از صفحه نمایش گوشیت گرفتی و به فیلیکس که الان روبه روت وایستادن بود دادی
فیلیکس:یااا کیم ا/ت بلند شو بریم
ا/ت:یااا لی فیلیکس واقعا حسش نیست
اینجا بود که فیلیکس و خان یه نگاه معنا دار به هم کردن و تو توجه نکردی و دوباره سرتو تو گوشی کردی که یهویی هان اومد کولت کرد و بردن سمت اتاق فیلیکس هم زودتر رفت و کلید رو برداشت.
هان تورو توی اتاق رو تخت پرت کرد و خودش دوید بیرون و فیلیکس هم درو بست و قفل کرد
ا/ت:یااااا بچه هات درو باز کنید تازه فیلم ترسناک دیدیم من میترسممم(داد)
فیلیکس:تازه میخواست تنها ام بمونه(خنده)
هان:حیله خب پس سریعتر آماده شو تا درو باز کنیم
مجبور شدی به حرفشون گوش بدی چون واقعا میترسیدی
سمت کمدت رفتی اما خب توجهی به لباس نکردی و فقط میخواستی زودتر از اتاق بری بیرون و برای همین اولین لباسی که دستت اومد رو برداشتی و تنت کردی که یه لباس فوقالعاده باز بود و فقط یه کرم پودر ساده با یه رژ با رنگ قهوهای کمرنگ مات زدی و در اتاق رو کوبیدی
ا/ت:هی آماده شدم فیلیکس،هان تروخدا درو باز کنیددد
فیلیکس کلید رو توی قفل در انداخت و درو باز کرد و با چهره عصبانی تو مواجه شد
فیلیکس:دلم میخواد دوباره درو ببندم(آروم طوری که فقط هان بشنوه)
هان خنده ریزی کرد و بعدش وارد اتاق شد ،فیلیکسم همراهش اومد،توام از اتاق بیرون رفتی تا اون دوتا بتونم لباسشون رو عوض کنن و به سمت پذیرایی رفتی و دیدی همه جز هانو فیلیکس آماده شدن و دارن باهم حرف میزنن
جونگین: یعنی میخوای بگی که هیچ دعوایی اتفاق نیوفتاد بین تو و لینو هیونگ؟
سونگمین:نه،لینو بهترین هیونگمه تازه قول داده رفتیم بیرون برام بیشتر خوراکی مسخره
هیون:لینو چطوری بدون دعوا حلش کردی(تعجب)
لینو:خب بنده نظر کرده خدا که باشی همین میشه دیگه(چشمش به تو افتاد)وایی ا/ت چقد خوشگل شدی
ا/ت:حالا من که فهمیدم میخوای یه جوری بپیچونی که به هیون نگی ولی باش
هیون:هیونگگگ
لینو:درباره چی حرف میزنی(با یه پوزخند ساکت شو وگرنه من میدونم با تو)
بعد از دو دقیقه هان و فیلیکس هم اومدم و راه افتادیم سمت بار
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
چان: اوکی سپردم به شماهیون،جونگین بریم؟ هیونحین و جونگین بلند شدن و با بنگچان به سمت اتاقشون راه افتادن و الان فقط تو و هاتو فیلیکس مونده بودین و تو داشتی یکی از چالش های تیک تاک رو نگاه میکردی که با صدای فیلیکس به خودت اومدی و چشمت رو از صفحه نمایش گوشیت گرفتی و به فیلیکس که الان روبه روت وایستادن بود دادی
فیلیکس:یااا کیم ا/ت بلند شو بریم
ا/ت:یااا لی فیلیکس واقعا حسش نیست
اینجا بود که فیلیکس و خان یه نگاه معنا دار به هم کردن و تو توجه نکردی و دوباره سرتو تو گوشی کردی که یهویی هان اومد کولت کرد و بردن سمت اتاق فیلیکس هم زودتر رفت و کلید رو برداشت.
هان تورو توی اتاق رو تخت پرت کرد و خودش دوید بیرون و فیلیکس هم درو بست و قفل کرد
ا/ت:یااااا بچه هات درو باز کنید تازه فیلم ترسناک دیدیم من میترسممم(داد)
فیلیکس:تازه میخواست تنها ام بمونه(خنده)
هان:حیله خب پس سریعتر آماده شو تا درو باز کنیم
مجبور شدی به حرفشون گوش بدی چون واقعا میترسیدی
سمت کمدت رفتی اما خب توجهی به لباس نکردی و فقط میخواستی زودتر از اتاق بری بیرون و برای همین اولین لباسی که دستت اومد رو برداشتی و تنت کردی که یه لباس فوقالعاده باز بود و فقط یه کرم پودر ساده با یه رژ با رنگ قهوهای کمرنگ مات زدی و در اتاق رو کوبیدی
ا/ت:هی آماده شدم فیلیکس،هان تروخدا درو باز کنیددد
فیلیکس کلید رو توی قفل در انداخت و درو باز کرد و با چهره عصبانی تو مواجه شد
فیلیکس:دلم میخواد دوباره درو ببندم(آروم طوری که فقط هان بشنوه)
هان خنده ریزی کرد و بعدش وارد اتاق شد ،فیلیکسم همراهش اومد،توام از اتاق بیرون رفتی تا اون دوتا بتونم لباسشون رو عوض کنن و به سمت پذیرایی رفتی و دیدی همه جز هانو فیلیکس آماده شدن و دارن باهم حرف میزنن
جونگین: یعنی میخوای بگی که هیچ دعوایی اتفاق نیوفتاد بین تو و لینو هیونگ؟
سونگمین:نه،لینو بهترین هیونگمه تازه قول داده رفتیم بیرون برام بیشتر خوراکی مسخره
هیون:لینو چطوری بدون دعوا حلش کردی(تعجب)
لینو:خب بنده نظر کرده خدا که باشی همین میشه دیگه(چشمش به تو افتاد)وایی ا/ت چقد خوشگل شدی
ا/ت:حالا من که فهمیدم میخوای یه جوری بپیچونی که به هیون نگی ولی باش
هیون:هیونگگگ
لینو:درباره چی حرف میزنی(با یه پوزخند ساکت شو وگرنه من میدونم با تو)
بعد از دو دقیقه هان و فیلیکس هم اومدم و راه افتادیم سمت بار
دوستون دارم کیم لارا ✨
#استری کیدز-#بنگچان-#لبنو-#چانگبین-#هیونحین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
- ۶۹.۵k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط