#سناریو

#سناریو
اسکیز
وقتی به عنوان خواهر 13 سالشون مث سگ از دلقکا میترسی و مهمونی عمت پر از دلقکه

چان: نترس عزیزم من مواظبتم

اینو: ایناکع ترس ندارن فقط یه مشت ادم معمولی مث من و تو هستن که لباس عجیب و غریب پوشیدن

چانگبین: وایسا (میره به عمتون میگع همه دلقکارو میندازه بیرون)

هیونجین: اصا مهمونی و ولش کن بیا بریم بیرون

هان: فقط دستمو بگیر جاییم نرو نترس پیشتم

فلیکس: تا وقتی که داداشت هس هیشکی نمیتونه نزدیکت شه

سونگمین: پاپی کوشولوم تگران نباش، نفس عمیق بکش فک کن داری خواب میبینی

جونگین: وایی منم از دلقکا میترسم اصا بریم سینما؟
ا/ت: اومم اره
جونگین: بریم باب اسفنجی ببینم
ا/ت: اخجون بریممم
دیدگاه ها (۸)

وانشات خونآشامی ~آشنایی خونین ~pt۱۶

Chapter 2Lucky-bloody#پارت ۱۵~بریممیچرخی به سمت اینگوک و سری...

☆دو پارتی☆وقتی دوست داره اما دوسش نداری،هم اتاقی هم هستید(عل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط