{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من از شب های تاریک بدون ماه می ترسم

من از شب های تاریک بدون ماه می ترسم
نه از شیر و پلنگ ، از این همه روباه می ترسم

مرا از جنگ رو در روی میدان گریزی نیست
ولی از دوستان آب زیر کاه می ترسم

من از صد دشمن دانای لامذهب نمی ترسم
ولی از زاهد بی عقل ناآگاه می ترسم

پی گم گشته ام در چاه نادانی نمی گردم
اصولا من نمیدانم چرا از چاه می ترسم

اگرچه راه دشوار است و مقصد ناپدید اما
نه از سختی راه ، از سستی همراه می ترسم

من از تهدیدهای ضمنی ظالم نمیترسم
من از نفرین یک مظلوم ،از یک آه می ترسم

من از عمامه و تسبیح و تاج و مسند شاهی
اگر افتد به دست آدم خودخواه می ترسم

مرا از داریوش و کورش و این جمله ، باکی نیست
من از قداره بندان مرید شاه می ترسم

نمی ترسم ز درگاه خدای مهربان اما
ز برخی از طرفداران این درگاه می ترسم
دیدگاه ها (۴)

شب تان بخیرعزیزانم

امروزدر آهنگ صبحشعـرے باید گفتپُر از طلوعقصہ اے باید گفت پُر...

دستم بوی گل میداد؛ مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند... اما هیچ...

گاه گاهی من به بزم دوستان سر میزنمگرکسی پیدا نبود از پشت در ...

‍ .بانو سیمین_بهبهانیمن از شب‌های تاریک ِ بدون ماه می‌ترسمنه...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسم نه از شیر و پلنگ، ازاین...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

یک غزل فوق العاده زیبا:من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمن...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

من از شب ها ی تاریک بدون ماه می ترسمنه از شیر و پلنگ، ازاین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط