ترجمه :ترانه یکشنبه غمگین
ترجمه :ترانه یکشنبه غمگین
.
Sadly one Sunday, I waited and waited
متاسفانه یک یکشنبه، من منتظر موندم و منتظر موندم
With flowers in my arms, for the grief I'd created
با گل هایی که در بغل داشتم،برای غم و اندوهی که ساخته بودم
I waited 'til dreams like my heart were all broken
منتظر موندم تا زمانی که رویاها مثل قلبم همه شکسته شده بود
The flowers were all dead and the words were unspoken
گل ها همه مُردند و حرف ها ناگفته ماند
The grief that I knew was beyond all consoling
غم و اندوهی که میدیدم فرا تر از تسلی بود
The beat of my heart was a bell that was tolling
صدای قلبم مانند یک ناقوس بود
Saddest of Sundays
غم انگیزترین یک شنبه
Then came the Sunday when you came to find me
سپس یکشنبه ای اومد که تو اومدی من رو پیدا کنی
They brought me to church and I left you behind me
آنها مرا به کلیسا آوردند و من تو را پشت سر گذاشتم
My eyes would not see what I wanted to love me
چشمانم چیزی که میخواستم عاشقم باشد را نمیدید
The earth and the flowers are forever above me
و دیگر زمین و گِل ها روی من بود
The bell tolled for me and the wind whispered 'never'
ناقوس ها برای من به صدا درآمد و باد 'هرگز' را نجوا میکرد
But you I have loved and I bless you forever
اما تو عشق من بودی و برای همیشه رحمتت دادم
Last of all Sundays
آخرینِ یک شنبه ها
.
Sadly one Sunday, I waited and waited
متاسفانه یک یکشنبه، من منتظر موندم و منتظر موندم
With flowers in my arms, for the grief I'd created
با گل هایی که در بغل داشتم،برای غم و اندوهی که ساخته بودم
I waited 'til dreams like my heart were all broken
منتظر موندم تا زمانی که رویاها مثل قلبم همه شکسته شده بود
The flowers were all dead and the words were unspoken
گل ها همه مُردند و حرف ها ناگفته ماند
The grief that I knew was beyond all consoling
غم و اندوهی که میدیدم فرا تر از تسلی بود
The beat of my heart was a bell that was tolling
صدای قلبم مانند یک ناقوس بود
Saddest of Sundays
غم انگیزترین یک شنبه
Then came the Sunday when you came to find me
سپس یکشنبه ای اومد که تو اومدی من رو پیدا کنی
They brought me to church and I left you behind me
آنها مرا به کلیسا آوردند و من تو را پشت سر گذاشتم
My eyes would not see what I wanted to love me
چشمانم چیزی که میخواستم عاشقم باشد را نمیدید
The earth and the flowers are forever above me
و دیگر زمین و گِل ها روی من بود
The bell tolled for me and the wind whispered 'never'
ناقوس ها برای من به صدا درآمد و باد 'هرگز' را نجوا میکرد
But you I have loved and I bless you forever
اما تو عشق من بودی و برای همیشه رحمتت دادم
Last of all Sundays
آخرینِ یک شنبه ها
- ۳.۱k
- ۲۳ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط