{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیچاره پاییز...

بیچاره پاییز...
دستش نمک ندارد...
این همه باران به آدم ها میبخشد اما همین آدم ها تهمت ناروای خزان را به او میزنند.
خودمانیم ...تقصیر خودش است؛
بلد نیست مثل "بهار" خودگیر باشد تا شب عید زیرلفظی بگیرد و با هزار ناز و کرشمه سال تحویلی را هدیه دهد ...
سیاست "تابستان "را هم ندارد که در ظاهر با آدمها گرم و صمیمی باشد تا سوزناک بودنش را پای محبتش بگذارند.
بیچاره .....
بخت و اقبال "زمستان" هم نصیبش نشده که با تمام سردیش این همه خواهان داشته باشد .
او "پاییز" است رو راست و بخشنده...ساده دل
فکر میکند اگر تمام داشته هایش را زیر پای آدمها بریزد ...روزی.. جایی...لحظه ای... از خوبیهایش یاد میکنند.
خبر ندارد آدم ها رو راست بودن و بخشنده بودنش را به پای محبتش نمیگذارند.. یکی به این پاییز بگوید آدمها یادشان میرود که تو رسم عاشقی را یادشان داده ای ...
دست در دست معشوقه ای دیگر پا بر روی برگهایت میگذارند و میگذرند تنها یادگاری که برایت میماند... "صدای خش خش برگهای تو بعد از رفتن آنهاست"....!
دیدگاه ها (۱۶)

بیچاره پاییز... دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میب...

بیچاره پاییز... دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میب...

•بیچاره پاییز... دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها می...

بیچاره پاییز...دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میبخ...

بیچاره پاییز...دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میبخ...

بیچاره پاییز...دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میبخ...

بیچاره پاییز... دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میب...

بیچاره پاییز...دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میبخ...

بیچاره پاییز... دستش نمک ندارد...این همه باران به آدم ها میب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط