{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مسافرین اربعین...

مسافرین اربعین...


أربعینک تسوه یا بو سکنة کل ما بالعمر 

یا اباعبدالله، اربعین تو با تمام زندگی برابر است

Your Arbaeen is equal, oh Aba Abdillah, to life

 

أربعینک ذکریات و ما یتانیها الصبر  

یا حسین، اربعین تو خاطراتی است که کسی را یارای صبر در برابر آن نیست

Your Arbaeen is a memory that no one can endure

 

الجراحات احْسَبِتها وْ مَـقدر احصیها اشکِثُر

آمدم تا زخمهایت را بشمرم ولی از بس زیاد بودند، نتوانستم

 I approached to count your numerous wounds, but they were too rife

 

أعتذر مـنّـک یــ مـولای وْ مِــن الزهــره العِــذُر

ای مولای من! از شما و حضرت زهرا عذر میخواهم

Master! From you and Zahra s.a, forgiveness, I wish to secure 

 

صعبة أبدأ مدری من راسک و من ذاک الحَجَر

سخن گفتن درباره مصیبت شما دشوار است. از سر شروع کنم یا از سنگ؟

 Speaking of your trials is tough, should I start from your head or the stone?

 

خلّف الجبهة جـــریحة و الأثـر ظَــل منحــفُـر

سنگی که آمد و پیشانی مبارکتان را مجروح کرد در حالی که خون از آن جاری واثر سنگ باقی بود

 The stone that struck, making your forehead bleed, left an impression

 

لو أقول الخیل داســـت صــدرک وْ أصبح حُفَر

یا اینکه درباره اسب هایی صحبت کنم که بر سینه شما تاختند و آن را حفره حفره کردند

Or should I recall horses wrecking your chest as you lay prone?

 

هَــم صعُــب أذکــر عقیـلتکم بعــد ذاک الخـدر

سخت است که درباره زینبتان صحبت کنم که بعد از آن همه حجاب و جبروت

It’s tough talking of your Zainab after all her oppression 

 

ترکب اعلی النــوق و ترحـــل للشماتة و الأسُر

بر شتری سوار شد که دشمن افسارش را به دست داشت و او را به اسارت بردند و در راه ها و بازارها گرداندند

 On a camel, marched through streets, steered by foes in captivity

 

لکن الأصعب یـبو السجّاد مــن هـــذا الأمــر

یا اباعبدلله، سخت تر از همه اینها این بود که

But, Aba Abdillah, the most testing thing she had to face 

 

إنّها شافت صاعــد ابسیفه علی صدرک شمُر

زینب دید شمر با شمشیرش بر سینه ات نشسته است

Was when she was able to see Shimr, armed, on your chest, with clarity

 

أربعینک نار تلهب ما یطفیها الدهر

اربعین تو آتشی است که زبانه می کشد و روزگار نمیتواند آن را خاموش کند

Your Arbaeen is a fire inside, that time can’t erase
دیدگاه ها (۱)

When you pick up a glass, no one needs to strike it with a s...

September 12, 1994... the day a tall baby was born to the ha...

You know what we're doing? Uh, yeah. Imean, I think I Yeah. ...

The day you said you were leaving, you said it so casually, ...

I sit here quietly, with eyes that no longer weepNot that I ...

I can only say that your breakup was the worst thing that I ...

با اختلاف بهترین اهنگ سال>>>Song Name:FREAKED OUT🎵🎶 La-laLa-...

I will not turn back when the wind screams my name,I will no...

Hello Namjoon, Jin, SUGA, j-hope, Jimin, V, and Jungkook 💜My...

When Shahrivar arrives, the world takes on a different color...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط