گفتند از تو شعر بخوانم، تعجب است!

گفتند از تو شعر بخوانم، تعجب است!
توصیف ڪوه را بہ غبارے سپرده‌اند
#شهیدجھادعمادمغنیه🌿(:
- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
「➜•ᴊᴀʜᴀᴅᴇsᴏʟɪᴍᴀɴɪᴇ 」
دیدگاه ها (۰)

بگرفتم آن امانت که به شب سپرده بودم بدرخش بر جهانم که تو صبح...

تا همیشه "تو" فقط قافیه شعر منیچه بگویم که به جز شعر ندارم ه...

بیا اسم تو رابگذاریم بارانو من بے چتر در صداے خنده‌ هاتڪودڪا...

شاید نباشمتو اما هر روز صبح پنجره ی قلبت را باز کن و دوستت د...

تو بی دلیل به دنبال شعرِ تازه مَگرد همینکه میچکَد از چشمِ آ...

گفتا چه کسی بود تو را شعر بیاموخت؟گفتم به خدا زلف تووناز توو...

پشت ِ این پنجرهرو به دریابرای تو شعر نوشتممست شدممست شدممست ...

تو را به گلی تشبیه کرده بودم...شعری از شمس لنگرودی#شعر #شمس_...

درست مثل گل‌های وحشی،تو نیز باید به وجودت اجازه دهیهمه جا مج...

به لطف گوشه ی چشم تو گوشه گیر شدمسرم به سنگ تو خورده که سربز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط