{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم
خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست
صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم

تا نگویی اشک های شمع ازکم طاقتی است
در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم

چون شکست آیینه، حیرت صد برابر می شود
بی سبب خود را شکستم تا بیننم کیستم

زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم
دیدگاه ها (۱)

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدینگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم ه...

پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندوییشاید از آن ساعت طلسمم کرد...

اگر چه شمعی و از سوختن نپرهیزینبینم ات که غریبانه اشک می ریز...

غم‌خوار من به خانه‌ی غم‌ها خوش آمدیبا من به جمع مردم تنها خو...

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیس...

از سخن‌چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کی...

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیس...

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیس...

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیس...

سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیستمس...

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کی...

شعر : صخره از سخن‌چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطرات‌ات را بیا...

از سخن‌چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطرات‌ات را بیاور تا بگویم ...

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستمخاطراتت را بیاور تا بگویم کیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط