ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍﺯ ﻭﻧﯿﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ، ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻥ ﭼ
ﺩﯾﺸﺐ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺎﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍﺯ ﻭﻧﯿﺎﺯ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ، ﻣﯿﮕﻔﺘﻢ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻥ ﭼﺮﺍ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺑﺪ ﻣﯿﺎﺭﻡ؟؟
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻧﺪﺍ ﺁﻣﺪ :
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه ندا اومد کلی تا صبح با ندا خوش گذشت
بلهههههههه دیگه....:))))
ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﻧﺪﺍ ﺁﻣﺪ :
.
.
.
.
.
.
.
.
هیچی دیگه ندا اومد کلی تا صبح با ندا خوش گذشت
بلهههههههه دیگه....:))))
- ۷۰۸
- ۱۵ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط