#part25

#part25
#last
"ویو ات"
از آجوما خدافظی کردم و راه افتادم به خونه جونگ کوک... یه ترسی توی وجودم بود میترسیدم الان که رسیدم بخاطر فرار کردنم اذیتم کنه ولی خب من عاشقشم:)
"ویو جونگ کوک"
داشتم توی حیاط گلارو آب میدادم که صدای در اومد
اولش نمیخواستم باز کنم ولی یه لحظه فکر ات زد به سرم و دویدم سمت در و باز کردم
-ا...ا...اتتتتتت
‹ات پرید بغل جونگ کوک›
+کوکی... منو ببخش باشه؟ بیا ادامه بدیم جونگ کوک من بدون تو نمیتونم لعنتی اذیتم نکن من عاشقتم🥺😭
-ات خودتی؟ وای عشق منننننن برگشتیییی اوه مای گادددد زندگی من برگشتتتتتت لعنتی من گوه بخورم اذیتت کنممم منم بدون تو نمیتونممم
+جونگ کوک🥺
-ات🥺
+بیا همو ترک نکنیم و یه زندگی قشنگ بسازیم:)
-چشم هرچی خانومم بگه🥺
‹جونگ کوک ات رو چسبوند به خودش و یه بوسه به لبش زد و ات هم همکاریش کرد›
‌
و این هم بود قصه ی ما🙂❤️
ات و جونگ کوک خوشبخت ترین زوج میشن و دوتا کوچولو به دنیا میارن و بهترین پدر و مادر دنیا میشن💕
منتظر وانشات بعدی باشین و بگین که درمورد کی باشه؟
دیدگاه ها (۱۸۴)

تمرین تقریباً تموم شده بود و ات با تمام توانش سعی می‌کرد آخر...

ات و جونگ‌کوک توی حیاط نشسته بودن.جونگ‌کوک مشغول حرف زدن با ...

چندپارتی جونگ کوک

بعد از چند دقیقه، جونگ‌کوک متوجه شد ات هنوز هر بار که صدای ر...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط