{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر قیصر امین پور

شعر قیصر امین پور

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود
گاهی نمیشود که نمیشود که نمیشود
گاهی دگر تهیه بدستور میشود
گه جور میشود خود آن بی مقدمه
گه با دو صد مقدمه ناجور میشود
گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود
گاهی گدای گدایی و بخت با تو یار نیست
گاهی تمام شهر گدای تو میشود
گاهی برای خنده دلم تنگ میشود
گاهی دلم تراشه ای از سنگ میشود
گاهی تمام آبی این آسمان ما
یکباره تیره گشته و بی رنگ میشود
گاهی نفس به تیزی شمشیر میشود
از هرچه زندگیست دلت سیر میشود
گویی به خواب بود جوانی مان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر میشود
کاری ندارم کجایی چه میکنی
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود
دیدگاه ها (۴)

استاد شهریار وقتی معشوقه اش رو روز سیزده به در با همسر وبچه ...

خخخ

شال

شال

عاشقانه های شبنم

گاهي گمان نميکني ، ولي خوب مي‌شود ،گاهي نمي‌شود که نمي‌شود ک...

همین #امروز را دریاب،که فردا، قصه اش #فرداست....امروز بیشتر ...

این شعر قیصر امین پور گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نم...

شعری از قیصر امین پور : گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمی...

زیباست این شعر قیصر امین پور گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود ...

گــاهـی گمان نمی کنی ولی خوب میشودگــاهـی نمیشود، که نمیشود،...

"قیصر امین پور"گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که...

گاهی گمان نمیکنی ولی خوب میشود گاهی نمیشود که نمیشود که نمیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط