اس یک: عاشق اینجام که یهو دستشو آورد گفت تمرکز کن:)

اس یک: عاشق اینجام که یهو دستشو آورد گفت تمرکز کن:)
اس دو: حقیقتا اینجا که چشاشو بست و یه عالمه صدا و در بودن دیدین یه در بود که تا صدارو شنید بست؟ واایییی اونجا من داشتم از فضولی میمردممم
اس سه و چهار: اینجا هم چشاشو وا کرد دید هایرن داره جلو اونا رو میگیره تا 182 تمرکز کنه:)
اس پنج: اینجا چقدر کراش افتاده_
اس شیش و هفت: واایییی این تیکهههههه محشر بودددددد عرررررر دو تا خفننننن
اس هشت: من قششششش او مای گاددددددد وااوووووو
دیدگاه ها (۱۸)

مرگ باور ها مرگ احساسم من از شکستن تصویری رنجیدم که از تو در...

اگودووواینم تو اینستا پست کنم؟

روزی روزگاری ترانه علیدوستی:این عزا را برهنه می رقصم چون لبا...

خیلی‌ممنون‌از‌حمایت‌تون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط