{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زنده به چشمان مسیحای تو هستم

من زنده به چشمان مسیحای تو هستم

من را به فراموشی این خاطره نسپار

کاری که نگاه تو شبی با دل ما کرد

با خلق نکرده ست ؛ نه چنگیز، نه تاتار!

ای شعر، چه می فهمی ازین حال خرابم؟

دست از سر این شاعر کم حوصله بردار

حق است اگر مرگ ِ من و عالم و آدم،

بگذار که یک بار بمیریم؛ نه صدبار!!!

تصمیم خودم بود به هرجا که رسیدم؛

یک دایره آن قدر بزرگ است که پرگار

اوج غم این قصه در این شعر همین جاست:

من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار.
دیدگاه ها (۱)

من زنده به چشمان مسیحای تو هستممن را به فراموشی این خاطره نس...

کاری که نگاه تـــو شبی با دل ما کردبا خلق نکرده است، نه چنگی...

آن قدر مرا با غم دوریت میازار با پای دلم راه بیا قدری و بگذا...

این قدر مرا با غم دوریت نیازار با پای دلم راه بیا قدری و بگذ...

اللهم عجل لولیک الفرج... ...

😊کاری که نگاه تو با دل من کرد😊

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازار با پای دلم راه بیا قدری و ... ...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

اینقدر مرا با غم دوریت نیازاربا پای دلم راه بیا قدری و ... ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط