دوست پسر فیک من:) 《P5》
معذرت به خاطر تاخیر...
با حرفش سرفه گرفتم که خندید و گفت:مگه نمیخوای عذاب بکشه؟
ثورآ:ار...اره ولی خوب درک کن تو زیادی جذابی...
فیلیکس:من؟(امد نزدیکتر)به نظرت اینو نباید تو دلت میگفتی(نیشخند)
*ثورآ بیشتر سرخ شد*که لکنت گرفت:نه نه بابا چیزه اصلا ولش
فیلیکس دستشو گذاشت رو لبم و ادامه داد:باشه باشه من اصلا چیزی نشنیدم خوب؟
ثورآ تپش قلب گرفت خدا من چمه چرا این قلبم اینجوری میزنه تفففف
فیلیکس پاشد گفت:دیگه میرم چون کار دارم فردا آماده شو میام دنبالت میریم خوب؟
ثورآ:با باشه خدافظ
فیلیکس رفت..
ثورآ ویو:
تف تو روحت ثورآ همه چیرو لو دادی خری تو گاوی رفتم اتاقم و رفتم حموم که بعد چن مینی در امدم لباس هامو پوشیدم موهامو سشورا زدم و رفتم حال ساعت ۵ عصر بود داشتم از گرسنگی میمردم رفتم آشپز خونه یه ساندویج سرد درست کردم و خوردم ساعت تقریبا ۸ شده بود نشستم رو مبل و کیدرامای مورد علاقمو دیدم ساعت ۱۰ شب بود که گوشیم به صدا درامد شماره ناشناس بود
ثورآ:الو(یابوسیو😂💔)
فیلیکس:الو ثورآ
ثورآ:فیلیکس توی؟
فیلیکس:اره لباساتو بپوش بیا بیرون
ثورآ:فیلیکس من خستم
فیلیکس:جایی میبرمت که خستگیت در بره باشه؟
ثورآ:باشه چن دیقه وایسا
فیلیکس:اوکی
ثورآ گوشیو قطع کرد رفت اتاقش
موهاشو باز گذاشت رفت کمدو باز کرد
لباسم پوشیدم(گذاشتم واستون البته اینم بگم پاییزه)
رفتم بیرون
ثورآ:سلام
فیلیکس:سلام بریم
ثورآ:نمیگی کجا میریم؟
فیلیکس:نه سوار شو
هوفی کشیدم که سوار شدیم
فلش بک رسیدن*
از ماشین در امدم خدایییااا منظره رو نگاه کن
ثورآ:فیلیکس اینجا خیلی قشنگه
فیلیکس:میدونم به اون خاطر ترو آوروم اینجا من هر موقع نیاز دارم به فکر کردن میام اینجا...
ثورآ:واقعا محشره
کمی جلوی ماشین نشستیم و از منظره لذت بردیم...
فیلیکس:تو فردا با بوسه مشکلی نداری که؟
ثورآ:نه
فیلیکس:پس بیا امتحان کنیم که فردا مشکلی ازمون سر نزنه
ثورآ:تو باهاش مشکلی نداری؟
فیلیکس:نه...
با حرفش سرفه گرفتم که خندید و گفت:مگه نمیخوای عذاب بکشه؟
ثورآ:ار...اره ولی خوب درک کن تو زیادی جذابی...
فیلیکس:من؟(امد نزدیکتر)به نظرت اینو نباید تو دلت میگفتی(نیشخند)
*ثورآ بیشتر سرخ شد*که لکنت گرفت:نه نه بابا چیزه اصلا ولش
فیلیکس دستشو گذاشت رو لبم و ادامه داد:باشه باشه من اصلا چیزی نشنیدم خوب؟
ثورآ تپش قلب گرفت خدا من چمه چرا این قلبم اینجوری میزنه تفففف
فیلیکس پاشد گفت:دیگه میرم چون کار دارم فردا آماده شو میام دنبالت میریم خوب؟
ثورآ:با باشه خدافظ
فیلیکس رفت..
ثورآ ویو:
تف تو روحت ثورآ همه چیرو لو دادی خری تو گاوی رفتم اتاقم و رفتم حموم که بعد چن مینی در امدم لباس هامو پوشیدم موهامو سشورا زدم و رفتم حال ساعت ۵ عصر بود داشتم از گرسنگی میمردم رفتم آشپز خونه یه ساندویج سرد درست کردم و خوردم ساعت تقریبا ۸ شده بود نشستم رو مبل و کیدرامای مورد علاقمو دیدم ساعت ۱۰ شب بود که گوشیم به صدا درامد شماره ناشناس بود
ثورآ:الو(یابوسیو😂💔)
فیلیکس:الو ثورآ
ثورآ:فیلیکس توی؟
فیلیکس:اره لباساتو بپوش بیا بیرون
ثورآ:فیلیکس من خستم
فیلیکس:جایی میبرمت که خستگیت در بره باشه؟
ثورآ:باشه چن دیقه وایسا
فیلیکس:اوکی
ثورآ گوشیو قطع کرد رفت اتاقش
موهاشو باز گذاشت رفت کمدو باز کرد
لباسم پوشیدم(گذاشتم واستون البته اینم بگم پاییزه)
رفتم بیرون
ثورآ:سلام
فیلیکس:سلام بریم
ثورآ:نمیگی کجا میریم؟
فیلیکس:نه سوار شو
هوفی کشیدم که سوار شدیم
فلش بک رسیدن*
از ماشین در امدم خدایییااا منظره رو نگاه کن
ثورآ:فیلیکس اینجا خیلی قشنگه
فیلیکس:میدونم به اون خاطر ترو آوروم اینجا من هر موقع نیاز دارم به فکر کردن میام اینجا...
ثورآ:واقعا محشره
کمی جلوی ماشین نشستیم و از منظره لذت بردیم...
فیلیکس:تو فردا با بوسه مشکلی نداری که؟
ثورآ:نه
فیلیکس:پس بیا امتحان کنیم که فردا مشکلی ازمون سر نزنه
ثورآ:تو باهاش مشکلی نداری؟
فیلیکس:نه...
۵.۵k
۱۸ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.