{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزهــا  کـــــه آینه هم  فکــر ظاهر است

این روزهــا  کـــــه آینه هم  فکــر ظاهر است

هرکس که گفته است خدا نیست کافراست

با  دیدن  قیافه  این  مردمان ِ خوب

باید قبول کرد که گندم مقصّر است

آن سایه ای که پشت سرت راه می رود

گرگی مخوف در کت و شلوار عابر است

کمتر  در  این  زمانه  بـــه  دل  اعتماد  کن

وقتی گرسنه مانده به هر کار حاضر است

شاعر فقط برای خودش حرف می زند

در گوشه اتاق فقط عکس پنجره ست

آن جاده و غروب قشنگی که داشتیم

حالا نمــاد فاصله در ذهن شاعر است

در ایــن دیار ، آمدن نــو بهـار ِ پوچ

تنها دلیل رفتن مرغ مهاجر است

دارد قطار فاجعـــه نزدیک مــی شود

بمبی هنوز در چمدان مسافر است
دیدگاه ها (۳)

پارت دو

این روزها که آینه هم فکر ظاهر استهرکس که گفته است خدا نیست ک...

این روزها که آینه هم  فکر ظاهر استهر کس که گفته است خدا نیست...

آن سایه ای، سیاه که پشت سرت راه می رودگرگی مخوف، در کت و شل...

آن سآیه‌ای ک‌ِ دَر پُشت ِ سَرَت رآه‍ می‌رَوَد گُرگی مَخوف دَ...

مثل آن لحظه که حفظ غم ظاهر سخت استماندن چشم به دنبال مسافر س...

مثل آن لحظه که حفظِ غمِ ظاهر سخت استماندن چشم به دنبالِ مساف...

مثل آن لحظه که حفظ غم ظاهر سخت استماندن چشم به دنبال مسافر س...

مثل آن‌لحظه که حفظ غمِ‌ظاهر سخت استماندن چشم به دنبال مسافر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط