شوخی شهید همت با ماموران سعودی

#حاج‌همت روی دست ما زده بود

متوسلیان می گفت:
من خیال می کردم خودم آدم جسوری هستم، اما #حاج‌_همت روی دست ما زده بود او یک سری از تصاویر کوچک برچسب دار حضرت امام را توی جیب گذاشته بود هر چند لحظه ای یک بار کاغذ پشت یکی از آنها را جدا می کرد و در حالی که برچسب در کف دستش مخفی کرده بود به طرف مأموران پلیس #سعودی می رفت و با آنها صحبت می کرد و عکس #امام_خمینی را در روی کلاه کاسکت سفید رنگ مأموران پلیس سعودی می چسباند.

پلیس هم که از علت خنده شدید مردم بی خبر بود دائم به آنها چشم غرّه می رفتند، در آن رو حدود ۵۶ نفر از مأموران قلدر سعودی ندانسته به توفیق تبلیغ تصویر حضرت امام مفتخر شدند

#حاج_احمد_متوسلیان
دیدگاه ها (۳)

از قطار انقلاب پیاده نشوید

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

این خانم که يکدفعه تا دوربین رو دید، ژست مظلوم نمایانه به خو...

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

Life Note

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت سوم :دقت شود که مقصود از فر...

امام خمینی را در خواب دیدم که دوبار به من گفت: تو یوسف می‌شو...

شب شده بود و پری بعد از یک روز طولانی، تنها توی خونه استراحت...

فصل هفتم — برای نجات تو می‌آیمهردین داخل خودرو نشسته بود که ...

🔴 امام زمان (عج) : کسی که غذای شبهه ناک بخورد دعایش مستجاب ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط