حلقه میکنم دلم را در میان بازوانت
حلقه میکنم دلم را در میان بازوانت
که صفا بگیره روح و دل و جان مهربانت
چو صفا گرفته ای تو غم دل ز شاخه پر زد
که امید بسته ام من به وفای بیکرانت
گله کم کن و شکایت،صنما که در نهایت
ز گله جز این نماند،خم بین ابروانت
بنگر و ببین که وصلِ مهر یار بهتر از گل
آنچنان محو أت نموده بکشد دوان دوانت
سر به زانوی غمت رفت ولی از بخت خجسته
فکر عاشقی گذر کرد و همان کند جوانت
دل خود جلا نمودی،ز بدی حیا نمودی
فطرتت پاک و بهشتی،نوریست در نهانت
سرو دل چه سر به زیرو قد عشقت چه بلند است
لب بکن تر که تنم را بسوزانی به زبانت
عشق از روی تو آموخت،صبر و عشوه و اشاره
به زبان بی زبانی برسان جان کلامت
(محمد)
همین الان یهویی...
تقدیم به دوستای گلم...♡
که صفا بگیره روح و دل و جان مهربانت
چو صفا گرفته ای تو غم دل ز شاخه پر زد
که امید بسته ام من به وفای بیکرانت
گله کم کن و شکایت،صنما که در نهایت
ز گله جز این نماند،خم بین ابروانت
بنگر و ببین که وصلِ مهر یار بهتر از گل
آنچنان محو أت نموده بکشد دوان دوانت
سر به زانوی غمت رفت ولی از بخت خجسته
فکر عاشقی گذر کرد و همان کند جوانت
دل خود جلا نمودی،ز بدی حیا نمودی
فطرتت پاک و بهشتی،نوریست در نهانت
سرو دل چه سر به زیرو قد عشقت چه بلند است
لب بکن تر که تنم را بسوزانی به زبانت
عشق از روی تو آموخت،صبر و عشوه و اشاره
به زبان بی زبانی برسان جان کلامت
(محمد)
همین الان یهویی...
تقدیم به دوستای گلم...♡
- ۱.۱k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط