نقد فیلم «من میترسم» به بهانهی اکران
من میترسم به کارگردانیِ بهنام بهزادی اثری متزلزل در ایجاد دیالکتیکِ نقادانهی اجتماعی است که با لحنِ الکنِ خود درام را به کِشمَکِشِ کاذب کشانده. فیلم تا نیمهاش خسته کننده و حوصله سَربَر است. از وقتی که ما متوجّه میشویم مهندسِ پُرنفوذِ ریاکار، امیر جعفری، پُشتِ تمام این ماجراهایی بوده که برای بهمن، پوریا رحیمیسام، رُخ میداده و از نغمه، ستاره پسیانی، به عنوان رابطِ عشقی و طُعمهی جنایی استفاده میکرده، موتور فیلم شروع به حرکت میکند و این در صورتی است که ما باید از ابتدا بفهمیم شُغلِ بهمن چه بوده و اصلاً چرا مغازهی او پلمپ شده و چرا به زندان اُفتاده؟. مغازه داری که روی پارچه تذهیب و شعر حک میکند، شعرِ نو میگوید و ظاهراً پرستیژِ انتلکتوئلی دارد چرا باید نسیم، الناز شاکردوست، را که قبلاً هدفِ عشقیِ مهندس بوده انتخاب کند؟ و اصلاً چرا نسیم میخواهد برود و مدام از این میترسد که نکند عُلقهای جا گذاشته باشد؟ فیلم اگر هم سانسور شده باشد چِفت و بستِ دُرستِ دراماتیک ندارد و ارتباط ضمنی و شهودیِ کاراکترها با یکدیگر نه چرایی دارد و نه چگونگی. پرستیژِ شاعرانهی بهمن و بعد خودکشیِ او منِ فیلمبین را به یادِ «نیم رخها»ی ایرج کریمی، میاندازد و ساختارِ آن شباهتی فُرمیک به «شبهای روشن» مؤتمن، دارد. سینمای ایران دُچار استیصال در قصّهگویی و سرگرم کردنِ درست بیننده است. فیلمسازان هنوز نتوانستهاند فیلمی مانند «شمال از شمال غربی» هیچکاک، بسازند تا تماشاگر جذابیّتِ مرگبار سینما را احساس کند و...
متن کامل را مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26419
✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی
#نقد_فیلم #من_می_ترسم #بهنام_بهزادی #الناز_شاکردوست #امیر_جعفری #مهران_احمدی #پوریا_رحیمی_سام #ستاره_پسیانی #سینمای_ایران #فرهنگ #هنر #قانون
متن کامل را مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26419
✍️ #علی_رفیعی_وردنجانی
#نقد_فیلم #من_می_ترسم #بهنام_بهزادی #الناز_شاکردوست #امیر_جعفری #مهران_احمدی #پوریا_رحیمی_سام #ستاره_پسیانی #سینمای_ایران #فرهنگ #هنر #قانون
- ۱۸۳
- ۱۳ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط