{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سونگی افتاد زمین گریه کرد پسر کافه امد تا بلندش کنه سونگ

سونگی افتاد زمین گریه کرد پسر کافه امد تا بلندش کنه سونگی با اعصبانیت
پسره رو زد بد چند لحظه ب خودش امد پسره دستش آسیب دیده بود سونگی
چاقو خونی تو دستش دید و انداخت زمین بد رفت طرف پسره گفت ببخشید چیزیت ک نشود گفت ن لطفا ولم کن ت ت ی اشغالی چشای پسره پر بود از اشک
صحنه ترک کرد سونگی زود چاقو برداشت ثائم کرد و داشت دنبال گوشیش می گشت
زیر یکی از میز ها بود ک صدای پا امد گفت عهم
سونگی از زیر میز امد بیرون ب پسره خیره شده بود پسره گفت دنبال گوشیت هستی بیا زیر اون میز رفته بود
سونگی گرفت بدون تشکر سرش انداخت پایین رفت چهارتا پسر رفتنش تماشا کردن بد چند دقیقه خودشونم رفتن
دیدگاه ها (۰)

⬛️: مراسم مهم ديگر شيطان پرستي كه در كليساي شيطان برگزار مي ...

✔️ تکنیک توصیفی📝 این تکنیک شامل گزارش ها و توضیحات مطرح شده ...

تو کافه تنها ی تنها نشسته بود ک چهارتا پسر وارد شدن کافه کا...

این داستان شيطان پرستانروزی روزگاری درکشور نروژ درشهر...دختر...

پارت ۲ توی بار مست مست یودم ک ناگهان پسری دست منو گرفت کشید ...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

سناریو: (وقتی تو یه مهمونی دوست پسر سابقه‌ت....)درخواستیفلیک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط