{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

حس میکنم سناریو نویسی (البته سالم نه جوری که به اعضا صدمه بزنه) کارمه 🙃🤌🏻

وقتی عضو هشتمی توی یه سریال بازی میکنی و باید توی اون صحنه یه لباس عروس میپوشیدی لباس رو میپوشی و از اتاق پرو میای بیرون (همه اعضا هستن)

نامجون: به زل میزنه

جین: میمون کی بودی جیگر؟(فاز جینو دوست دارم😐💔)

جیهوپ: خودت درخشان بودی با این لباس بیشتر درخشان شدی

شوگا: یه نگاه قشنگ بهت میکنه و با لبخند لسه ای میگه: خیلی خوشگل شدی(ای جان گوربای من)

جیمین: این بچه کلا کرم داره مول لباس ندیده ها میاد دست میزنه به دامنش مجبورت میکنه پر بخوری کلا کرم ریزی میکنه (الحق که به اکنون رفتم😐🤌🏻

ته: بعد فیلم برداری با همون لباسی که تنته تو همون سالن دنس کاپلی میرین(فشار ریزی دارم😐)

کوک: توی ذهنش فکر میکنه دارین ازدواج میکنین ولی بعد که از افکارش میاد بیرون میاد روی مدل موت کرم ریزی میکنه(به اینم رفتم🙃
دیدگاه ها (۸)

(توکیو ریونجرز به عنوان دوست پسر )‌☆کازوتورا☆‌_این بچه کلا م...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

*چشمام رو باز کردم و دیدم که توی یه انباری چِر‌ک و کثیفم که ...

سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:9رفت بیرون و درو قفل کرد...

تکپارتی جونگ کوک

پسر بد (61)

Iove and the moonPart24ویو فردا صبح وقتی از خواب بیدارشدم ...

part 6که یهو مچ دستم کشیده شد و دوباره برگشتم سرجام سرمو بال...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁶ویو: اتصبح که بیدار شدم، دستم رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط