پارت ششم _ دنیای عجیب
*تا وقتی که پوستر اصلی انتخاب بشه همچنان عکس اعضا رو میزارم.
اون معمولاً رنگ های تیره و روشن رو کنار هم میزاره ولی من همیشه از تم خاکستری ، مشکی یا سفید استفاده میکنم. لباس همیشگیم رو پوشیدم. ماه سپتامبر معمولاً خنک هست و فقط خورشیدش پوستت رو میسوزونه. آستین کوتاه سفید مشکی و شلوار مشکی. کلاه آفتابی سفیدم رو سرم گذاشتم و رفتم سراغ نودلم. نودلم حاضر شده بود. خیلی سریع غذا رو خوردم و زدم بیرون.
به محض ورود به باشگاه سریع رفتم سمت رختکن تا ببینم چه کسایی اومدن اونجا.
- های. کسی هست؟
+ بله مربی.
- اوه چطوری سو هیون؟
+ خوبم. شما خوبید؟ ببخشید چرا گفتید امروز بیایم؟ آخه امروز روز باشگاهمون نبود!
- بله سه هیون. خب تیم والیبال امروز یه مسابقه دوستانه داشتن بخاطر همین باهاشون هماهنگ شدم تا تو این تایم باهاتون کار کنم.
+ خب ما امروز ساعت 5 سانس داشتیم!
- بله ولی من از 4 به بعد جایی میرم و نیستم. خیلی خب بهتره سریع لباس عوض کنی. فقط بقیه کجان؟
+ خب اونوو که رفت داخل زمین. سه مین هم تو راهه و دوقلو ها هم تازه رفتن تا با اونوو گرم کنند.
- باشه ممنون توهم سریع بیا
+ چشم
رفتم سمت زمین که دیدم یه نفر دیگه هم هست!
- ببخشید شما جزو بازیکن ها نیستید لطفاً بیرون زمین بایستید
+ بله. اسم من کیم جانگ کوک هست. میتونین کوک یا جانگ کوک صدام کنین. من با مربی کار داشتم.
- خیلی خوش بختم من مین یونگی هستم البته شوگا هم صدامم میکنند. من مربی این تیم هستم.
+ اوه چه خوب. راستش میخواستم عضو تیم بسکتبال شما بشم!
- خب قبل از هرچیز ما داریم برای مسابقات کشوری حاضر میشیم و میتونی بگی در چه سطحی هست و پستت چیه؟
+ البته. من یه مدت دفاع کار میکردم اما الان دو سالی میشه که به طور حرفه ای پاسور هستم.
- خب یعنی پست اصلیت پاسوری هست؟
+ بله ولی در دفاع هم خوبم
- خیلیم عالی.
+ خب شرایط عضویت دارین؟
- بله. لطفاً صبر کن تا مدیر برنامه های تیم بیاد و باهاش صحبت کن. معمولاً اون کارهای ثبت نام اعضا رو انجام میده.
+ باشه ممنون.
- خیلی خب اگه بقیه گرم شدن اول یه بازی دو ستی انجام میدیم بعدش روی تکنیک هامون برای بازی اول کار میکنیم.
اون معمولاً رنگ های تیره و روشن رو کنار هم میزاره ولی من همیشه از تم خاکستری ، مشکی یا سفید استفاده میکنم. لباس همیشگیم رو پوشیدم. ماه سپتامبر معمولاً خنک هست و فقط خورشیدش پوستت رو میسوزونه. آستین کوتاه سفید مشکی و شلوار مشکی. کلاه آفتابی سفیدم رو سرم گذاشتم و رفتم سراغ نودلم. نودلم حاضر شده بود. خیلی سریع غذا رو خوردم و زدم بیرون.
به محض ورود به باشگاه سریع رفتم سمت رختکن تا ببینم چه کسایی اومدن اونجا.
- های. کسی هست؟
+ بله مربی.
- اوه چطوری سو هیون؟
+ خوبم. شما خوبید؟ ببخشید چرا گفتید امروز بیایم؟ آخه امروز روز باشگاهمون نبود!
- بله سه هیون. خب تیم والیبال امروز یه مسابقه دوستانه داشتن بخاطر همین باهاشون هماهنگ شدم تا تو این تایم باهاتون کار کنم.
+ خب ما امروز ساعت 5 سانس داشتیم!
- بله ولی من از 4 به بعد جایی میرم و نیستم. خیلی خب بهتره سریع لباس عوض کنی. فقط بقیه کجان؟
+ خب اونوو که رفت داخل زمین. سه مین هم تو راهه و دوقلو ها هم تازه رفتن تا با اونوو گرم کنند.
- باشه ممنون توهم سریع بیا
+ چشم
رفتم سمت زمین که دیدم یه نفر دیگه هم هست!
- ببخشید شما جزو بازیکن ها نیستید لطفاً بیرون زمین بایستید
+ بله. اسم من کیم جانگ کوک هست. میتونین کوک یا جانگ کوک صدام کنین. من با مربی کار داشتم.
- خیلی خوش بختم من مین یونگی هستم البته شوگا هم صدامم میکنند. من مربی این تیم هستم.
+ اوه چه خوب. راستش میخواستم عضو تیم بسکتبال شما بشم!
- خب قبل از هرچیز ما داریم برای مسابقات کشوری حاضر میشیم و میتونی بگی در چه سطحی هست و پستت چیه؟
+ البته. من یه مدت دفاع کار میکردم اما الان دو سالی میشه که به طور حرفه ای پاسور هستم.
- خب یعنی پست اصلیت پاسوری هست؟
+ بله ولی در دفاع هم خوبم
- خیلیم عالی.
+ خب شرایط عضویت دارین؟
- بله. لطفاً صبر کن تا مدیر برنامه های تیم بیاد و باهاش صحبت کن. معمولاً اون کارهای ثبت نام اعضا رو انجام میده.
+ باشه ممنون.
- خیلی خب اگه بقیه گرم شدن اول یه بازی دو ستی انجام میدیم بعدش روی تکنیک هامون برای بازی اول کار میکنیم.
- ۷.۳k
- ۱۸ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط