#شعر #یار #غمگسار نیست #یار خنگوله

#شعر #یار #غمگسار نیست #یار خنگوله
شب آشیان شبزده
چکاوک شکسته پر
رسیده ام به ناکجا
مرا به خانه ام ببر
کسی به یاد عشق نیست
کسی به فکر ما شدن
از آن تبار خود شکن
تو مانده ای و بغض من
از این چراغ مردگی
از این بر آب سوختن
از این پرنده کشتن و

از این قفس فروختن
چگونه گریه سر کنم
که یار غمگسار نیست
مرا به خانه ام ببر
که شهر ، شهر یار نیست
دیدگاه ها (۳)

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 بیست و سوم مهر؛ روز جهانی ...

سلام و احترام 🌹آدم‌های بزرگ قامتشان بلندتر نیست! خانه‌شان بز...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

چند پارتی

شب‌آشیان شب‌زدهچکاوک شکسته پررسیده‌ام به ناکجامرا به خانه‌ام...

شب اشیان شب زده چکاوک شکسته پر رسیده ام به ناکجا مرا بخانه ا...

شب آشیان شب زده چکاوک شکسته پر رسیده ام به ناکجا مرا به خانه...

شب آشیان شب زده چکاوک شکسته پررسیده ام به ناکجا مرا به خانه ...

شب آشیان شب زده چکاوک شکسته پررسیده ام به ناکجا مرا به خانه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط