این طرف مشتی صدف ،انجا کمی گل ریخته

این طرف مشتی صدف ،انجا کمی گل ریخته
موج،ماهی های عاشق را به ساحل ریخته
بعد از این در جام ما تصویر ابر تیره است
بعد از این در جام دریا ماه کامل ریخته
مرگ حق دارد که از ما روی برگردانده است
زندگی در کام ما زهر هلاهل ریخته
هر چه دام افکندم اهوها گریزان تر شدند
حال،صدها دام دیگر در مقابل ریخته
هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست
هر کجا پا میگذارم دامنی دل ریخته
عارفی از نیمه راه تحیر بازگشت
گفت ،خون عاشقان منزل به منزل ریخته
دیدگاه ها (۱)

این طرف مشتی صدف ، آنجا کمی گل ریختهموج ، ماهــی های عاشق را...

این طرف مشتی صدف، آنجا كمی گِل ریختهموج، ماهی های عاشق را به...

این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریختهموج، ماهیهای عاشق را به سا...

این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریختهموج، ماهیهای عاشق را به سا...

این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریختهموج، ماهیهای عاشق را به سا...

این طرف مشتی صدف آنجا کمی گل ریختهموج، ماهیهای عاشق را به سا...

این طرف مشتی صدف ، آنجا کمی گل ریختهموج ، ماهی های عاشق را ب...

.هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیستهر کجا پا می‌گذارم دامنی...

هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیستهر کجا پا می‌گذارم دامنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط