🖤پارت ۶ بیمار دوست داشتنی🖤
پارت۶
یهو کوک گفت میشه یه چیز بگم بین خودمون بمونه
ات:بگو راحت باش
کوک:خوب ا...ام.م.من دوست اه اصن ولش کن
ات:متوجه شدم چی میخواد بهم بگه ولی به روی خودم نیاوردم وقتمون هم کمکم تموم شده بودبعدش رفتم خونه کلی فکر کردم چرا دروغ خوب آدم بعد ۴ماه هروز پیش یکی بودن عاشقش میشه یا حالا من عاشقش شدم خوبیش این بود که مطمعا بودم اونم دوستم داره ولی بعد کلی فکر کردن
گفتم اون احساساتش برگشته باورم نمیشه اون خیلی وقته خوب شده
من چقدر خنگم که نفهمیدم (بچمو اینهمه اونجا نگه داشتی🤦) فردا که از خواب پاشدم سری مسه موشک رفتم تیمارستان🖤
ببخشید این یکم کم شد
یهو کوک گفت میشه یه چیز بگم بین خودمون بمونه
ات:بگو راحت باش
کوک:خوب ا...ام.م.من دوست اه اصن ولش کن
ات:متوجه شدم چی میخواد بهم بگه ولی به روی خودم نیاوردم وقتمون هم کمکم تموم شده بودبعدش رفتم خونه کلی فکر کردم چرا دروغ خوب آدم بعد ۴ماه هروز پیش یکی بودن عاشقش میشه یا حالا من عاشقش شدم خوبیش این بود که مطمعا بودم اونم دوستم داره ولی بعد کلی فکر کردن
گفتم اون احساساتش برگشته باورم نمیشه اون خیلی وقته خوب شده
من چقدر خنگم که نفهمیدم (بچمو اینهمه اونجا نگه داشتی🤦) فردا که از خواب پاشدم سری مسه موشک رفتم تیمارستان🖤
ببخشید این یکم کم شد
۷.۸k
۰۳ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.