ﻪ ﮔﻮﯾﻤﺖ؟ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﯽ

ﻪ ﮔﻮﯾﻤﺖ؟ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﯽ
ﭼﻮ ﺟﺎﻥ، ‌ ﻧﻬﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺟﺴﻢ ﭘﺮ ﻣﻼﻝ ﻣﻨﯽ
ﭼﻨﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯽﮔﺬﺭﯼ ﺗﻠﺦ ﺑﺮ ﻣﻦ، ﺍﺯ ﺳﺮ ﻗﻬﺮ
ﮔﻤﺎﻥ ﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﻏﻢﺍﻧﮕﯿﺰ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺳﺎﻝ ﻣﻨﯽ
ﺧﻤﻮﺵ ﻭ ﮔﻮﺷﻪ ﻧﺸﯿﻨﻢ، ﻣﮕﺮ ﻧﮕﺎﻩ ﺗﻮﺍﻡ
ﻟﻄﯿﻒ ﻭ ﺩﻭﺭ ﮔﺮﯾﺰﯼ، ﻣﮕﺮ ﺧﯿﺎﻝ ﻣﻨﯽ ... ﺳﯿﻤﯿﻦ ﺑﻬﺒﻬﺎﻧﯽ
دیدگاه ها (۱)

ﻪ ﮔﻮﯾﻤﺖ؟ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﯽﭼﻮ ﺟﺎﻥ، ‌ ﻧﻬﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺟﺴﻢ...

ﭼﻪ ﮔﻮﯾﻤﺖ؟ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﺧﺒﺮ ﺯ ﺣﺎﻝ ﻣﻨﯽﭼﻮ ﺟﺎﻥ، ‌ﻧﻬﺎﻥ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺟﺴﻢ...

تﺎ ﻧﻬﺎﻥ ﺳﺎﺯﻡ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﺭ ﺩﮔﺮﺭﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻃﺮ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍﻣﯽ ﮐﺸﻢ ﺑﺮ ﻧﮕ...

دوست بشیممم

اول و آخرم تویی:)

فرقی بین قلبم و شماها نیستاا. عشقای منید خواهرام

پشیمون میشم....💔💔

«مانیفستِ بهرام محمدی: بازتعریفِ «لاکچری» در هندسهٔ ذهن»۴۳. ...

«دکترینِ حَد و مهندسیِ اراده: خردجمعیِ بهرام محمدی و معماریِ...

عزیز البریهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط