حدیث قدسی ۲

• ─── ✦⚖️✦ ─── •

«ای بندگانِ من، به یکدیگر ستم نکنید.»
*حدیثِ قدسی*
منبع: صحیح مسلم، 2577

• ─── ◈ ─── •

این فراز از حدیثِ قدسی، نسبتِ انسان با انسان را از سطحِ قراردادهای اجتماعی فراتر می‌برد و آن را در متنِ ارادهٔ الهی قرار می‌دهد.

ظلم در این منطق، فقط یک تخلفِ اخلاقی یا حقوقی نیست؛ بلکه خروج از میزانِ الهی در مناسباتِ انسانی است. هنگامی که خداوند بندگان را از ستم به یکدیگر نهی می‌کند، در حقیقت مرزِ مشروعیتِ قدرت، رفتار، قضاوت، داوری، مالکیت، زبان و تصمیم را روشن می‌سازد: هیچ رابطه‌ای در حیاتِ انسانی با ظلم، پایدار و موجه نمی‌شود.

مقصود از ظلم، تنها تعدیِ آشکار و خشن نیست. هرگونه پایمال کردنِ حق، تحقیرِ شخصیت، تبعیضِ ناروا، سوءاستفاده از موقعیت، محروم‌سازیِ ناحق، دروغ، تهمت، خیانت، اجحاف در داوری، فشار بر ضعیف، و حتی شکستنِ حرمت و کرامتِ انسان، در مدارِ ظلم قرار می‌گیرد.

از این‌رو، این حدیث صرفاً یک موعظهٔ فردی نیست؛ بلکه قاعده‌ای بنیادین برای تنظیمِ اخلاق، اجتماع و حکمرانی است.

در این نگاه، قدرت تا آنجا معتبر است که از مرزِ عدالت عبور نکند. هرجا توانایی به ابزارِ تحمیل بدل شود، هرجا زبان به جای تبیین به تخریب روی آورد، هرجا قانون به جای صیانت از حق به پوششِ تبعیض تبدیل شود، و هرجا انسان، دیگری را وسیلهٔ منافعِ خود کند، ظلم پدید آمده است؛ حتی اگر در ظاهر، صورتِ رسمی، عادی یا پذیرفته داشته باشد.

بنابراین ظلم فقط در رفتارِ فردی خلاصه نمی‌شود، بلکه می‌تواند در ساختارها، رویه‌ها، سکوت‌ها و مناسباتِ تثبیت‌شده نیز لانه کند.

این حدیث همچنین یادآور می‌شود که همهٔ انسان‌ها پیش از هر عنوان، موقعیت و تفاوت، «بندگانِ خدا» هستند. وقتی انسان، دیگری را نه رقیبِ صرف، نه ابزار، نه زیردست، بلکه بندهٔ خدا ببیند، نسبتِ او با خلق دگرگون می‌شود.

در این افق، تعدی به دیگری فقط تخلف از حقِ انسان نیست، بلکه بی‌حرمتی به نظمی است که خدا برای کرامتِ بشر قرار داده است. از همین‌رو، ظلم همیشه پیش از آن‌که دیگری را ویران کند، درونِ ظالم را از عدالت، طهارت و تعادل تهی می‌سازد.

این کلامِ قدسی، بنیانِ یک اصلِ بزرگ را آشکار می‌کند: جامعه‌ای که ظلم را عادی کند، ولو موقتاً قدرتمند به نظر برسد، در باطن دچار فرسایش است. زیرا ظلم، اعتماد را می‌سوزاند، حق را تضعیف می‌کند، حقیقت را می‌پوشاند و پیوندهای انسانی را از درون می‌فرساید.

در برابر، ترکِ ظلم فقط یک فضیلتِ اخلاقی نیست؛ شرطِ بقای سلامتِ فرد، اجتماع و نظاماتِ انسانی است.

پس معنای عمیقِ این حدیث آن است که عدالت، صرفاً یک آرمانِ تزیینی نیست؛ حدِّ الهیِ مناسباتِ انسانی است. انسانِ مؤمن نه فقط باید ظالم نباشد، بلکه باید در همهٔ ساحت‌های زندگی مراقب باشد که در زبان، قضاوت، معامله، رابطه، تربیت، مدیریت و تصمیم، حقی را از کسی ضایع نکند. زیرا جهانِ انسانی، فقط با نفیِ ظلم، قابلیتِ نزدیک شدن به نظمِ الهی را پیدا می‌کند.

• ─── ◈ ─── •

✍️ به قلمِ محورِ نور: بهرام محمدی
واضع پارادایم «حَد» در معماری قدرت و حکمرانی تمدنی
این دستگاه مفهومی، دکترین‌ها و چارچوب‌های تراز، تحت مالکیت فکری پدیدآورنده است

@BMLIMIT

wisgoon.com/bmlimit

• ─── ✦⚖️✦ ─── •

#حدیث_قدسی #ظلم #عدالت #حق #کرامت_انسان #صحیح_مسلم #اخلاق #حکمرانی #دکترین_حد #BMLIMIT
دیدگاه ها (۰)

«دکترینِ حَد: مهندسیِ اراده و صاعقه بر ظلم»۱. ظلم، خروجِ قهر...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

«سِفْرِ حَدّ: الهی‌نامه‌یِ بهرام محمدی»۳۰. حد داوری: مرا از ...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی»«دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»گ...

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی»«دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»گ...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

«فَصلُ‌الخِطابِ بَهرام مُحَمَّدی: انهدامِ سیستمیِ مافیا و مس...

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی: دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»۵...

«منشورِ کبیرِ عقلِ بهرام محمدی: دکترینِ حَد و معماریِ قدرت»۵...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط