دوپارتی هنتای چیفویو
(اگر میخواید نخونید ولی وارد جزعیات نمیشه زمینش هنتایه)
(توجه داشته باشید چیفویو دوست پسره ا\ته)
ا\ت روی تختش درحال طراحی کردن بود که گوشیش زنگ میخوره
چیفویو:موشی موشی ا\ت چان
ا\ت: موشی موشی چیفویو
چیفویو:ا\ت چان میگم بی کاری؟
ا\ت: آره چطور؟
چیفویو: پس پنج دیقه دیگه پایین باش میریم متور سواری
ا\ت: باشههههه
۵ مین بعد
ا\ت: سلام چیفویو
چیفویو: سلام ا\تی بریم؟
ا\ت: برویممممم
ا\ت و چیفویو بعد از ۲ ساعت متور سواری درحال برگشتن به خونه ی ا\ت بودن که شیطونیه خانوم گل میکنه دستشو میبره زیر لباس چیفویو و حرکت میده
چیفویو: ا\ت چان چیکار میکنی(با صورت سرخ و استرس)
ا\ت: هیچی دستام سردشون شد (دستشو بیشتر حرکت میده)
چیفویو: ا\ت چان من پسرم تحملم کمه (پسر نیستم ولی با چیزایی که خوندم اینطوریه)
ا\ت: تحمل چی دقیقا؟
چیفویو: ...
ادمین: ببخشید اکه نبودم از امروز فعالیتم رو زیاد میکنم
پارت دوم رو الان میزارم
(توجه داشته باشید چیفویو دوست پسره ا\ته)
ا\ت روی تختش درحال طراحی کردن بود که گوشیش زنگ میخوره
چیفویو:موشی موشی ا\ت چان
ا\ت: موشی موشی چیفویو
چیفویو:ا\ت چان میگم بی کاری؟
ا\ت: آره چطور؟
چیفویو: پس پنج دیقه دیگه پایین باش میریم متور سواری
ا\ت: باشههههه
۵ مین بعد
ا\ت: سلام چیفویو
چیفویو: سلام ا\تی بریم؟
ا\ت: برویممممم
ا\ت و چیفویو بعد از ۲ ساعت متور سواری درحال برگشتن به خونه ی ا\ت بودن که شیطونیه خانوم گل میکنه دستشو میبره زیر لباس چیفویو و حرکت میده
چیفویو: ا\ت چان چیکار میکنی(با صورت سرخ و استرس)
ا\ت: هیچی دستام سردشون شد (دستشو بیشتر حرکت میده)
چیفویو: ا\ت چان من پسرم تحملم کمه (پسر نیستم ولی با چیزایی که خوندم اینطوریه)
ا\ت: تحمل چی دقیقا؟
چیفویو: ...
ادمین: ببخشید اکه نبودم از امروز فعالیتم رو زیاد میکنم
پارت دوم رو الان میزارم
۴.۷k
۳۱ مرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۵)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.