{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی‌ست

ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی‌ست
در کنار توأم و بوس و بغل هر دو یکی‌ست

با نگاه تو اگر جان جهان باختنی‌ست
زیر تیغ نگهت صلح و جدل هر دو یکی‌ست

ما که آواره‌تر از برگ خزانیم چه باک
دوری از زلزله یا روی گسل هر دو یکی‌ست

فتنه‌ها در اَتُم روسری‌ات خیمه زده
جنگ ما با اتم و جنگ جَمَل هر دو یکی‌ست

شعر، تصویر عجیبی‌ست که در هر ورقش
اشک آن مرثیه با رقص غزل هر دو یکی‌ست

دل که آوارهء آن زلف منافق شده است
دست شمشیر تو با دست اجل هر دو یکی‌ست
دیدگاه ها (۰)

قصه سیزدهم: امام حسن مجتبی (ع)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش اول)

ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی‌ستدر کنار توأم و بوس ...

ای که دور از لب تو زهر و عسل هر دو یکی ستدر کـــنار توأم و ب...

دل که آواره ی آن زلـف منافـق شــده است دست شمشیر توبا دست اج...

یا حبیب الباکینچند بیت همدلی با جوادالائمه (ع)دم به دم تا هم...

شاید کمی طولانی باشد ولی خیلی زیباست.یا علیاشک می‌بارید از چ...

💠 مرثیه سقا ▫️ شریعه فرات را عده‌ای از تیراندازان محافظت می‌...

یکی از شیعیان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام می گوید:« روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط