وبسایت موسیقی ما: رویکرد ما در این ریویونویسی، از یک سو،
وبسایت موسیقی ما: رویکرد ما در این ریویونویسی، از یک سو، مروری بر ساختههای جدید چهرههای محبوب و مطرح موسیقی پاپ است و از سوی دیگر، انتخاب قطعاتی است از چهرههای جدید که سویههایی از خلاقیت، تفاوت، استعداد و توانمندی را به زعم ما به نمایش گذاشتهاند. ناگفته پیداست که اینها سلیقه شخصی نویسنده این ریویوها هستند.
ثانیه [ احسان خواجه امیری ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
همین که احسان خواجه امیری خطر میکند و از کار جدید و متفاوت هراسی ندارد، قابل ستایش است. بعد از کار نه چندان موفق ماه عسل، احسان خواجه امیری یک کار پرشور و شنیدنی ضبط کرده است. هومن نامداری هم به نوعی خرق عادت کرده است. نامداری که پیش از این، تنظیمهایش از چند کیلومتری فریاد میزدند کار او هستند، در این قطعه جدید، تواناییهایش در تنظیمهای ریتمیک و با تغییرات سازبندی مختلف را به خوبی نشان داده و به وضوح کارش نسبت به دو سال قبلش پیشرفت کرده است.
کار جدید خواجه امیری نشان میدهد که او همچنان بیرقیب در عرصه موسیقی پاپ به پیش میرود. تنها نکته منفی این کار، اصرار بیش از حد خواجه امیری به تلفظ متفاوت حروف «دال» و «ت» است که بیش از اندازه است و از فرط تکرار، ملال آور میشود و حس خوب شنونده را کمرنگ میکند.
بید بیمجنون [ محسن چاوشی ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
یک کار تیپیک از محسن چاوشی که هواداران دو آتشهاش را راضی میکند. اما ترانه حسین صفا در بید بیمجنون، مغشوش و گیج است. مصراعها فاقد ارتباط معنایی مناسباند و شعر قوام درستی ندارد. غل و زنجیر و آه بیتاثیر قافیههای جوریاند اما مفهوم یگانهای را در برندارند. ترس از خنده و آینده هم همین طور. شاید بیت درخشان این ترانه، این باشد: «ای چشم از دیدن خلاصم کن/ از چشم پوشیدن خلاصم کن» به نظر میرسد معشوق، عاشق مجنون را رها کرده و رفته و حالا عاشق نمیداند نفرین کند یا نکند، چشم پوشی کند یا نکند.
اگر این طور باشد و این اتفاق که ظاهرا ساده به نظر میرسد اما در واقع پیچیده و مهم است، چرا شاعر در مصراع بعد میگوید «از اتفاقی که نیفتاده»؟ راستی سوال مهم این است. بید بیمجنون چیست؟ اساسا مجنون صفت است برای بید ولی «بیمجنون» دیگر برای بید، صفت نیست و مفهوم بازی واژگانی و واژهسازی را هم از بین میبرد.
طهران [ بابک جهانبخش ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
طهران عالی شروع میشود؛ طوری که به مخاطب، نوید یک آهنگ متفاوت میدهد. در عرصه تقریبا تکراری و مشابه تنظیمهای امروز که همه فکر میکنند چقدر کارشان بینظیر است اما فقط یکی از دهها قطعه شبیه بازار را تولید کردهاند، تنظیم اویسی به ویژه در اورتور قطعه، شنیدنی است؛ کاری شبیه به دفت پانک با صدای غالب گیتار الکتریک و بیس. اما کار به نیمه که میرسد، میافتد.
آن شور اولیه امتداد پیدا نمیکند و طهران در میانه راه، بیشتر تهران است؛ مثل بقیه کارهای امروز. متن ترانه هم نسبتا خوب است اما مفهوم طهران در ترانه بسط پیدا نکرده است. اما از همه اینها بهتر، اجرای خوب بابک جهانبخش است که سبکش را یافته است. طهران یک کار شنیدنی و خوب از بابک جهانبخش است که مدتهاست کار ضعیفی منتشر نکرده و همین، خیلی خوب است.
تنها که میشی [ علی لهراسبی ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
انتقاد بزرگ به علی لهراسبی، تداوم نداشتن در یک مسیر مشخص و از این شاخه به آن شاخه پریدن مدام است. او پس از یک دوره فوق العاده موفق، طی دو سه سال گذشته، بیوقفه در حال آزمون و خطاست. وقتی کارهای شادمهر میگیرد، سراغ او میرود، وقتی ملودیهای پاشایی عمومی میشود، شبیه او میشود و این قطعه جدید، فقط صدای لهراسبی را دارد و تمام پارامترهایش به سبک کارهایی است که اعضای پازل بند، خودشان اجرا میکنند. پس جای علی لهراسبی کجاست؟
البته که این قطعه از سه چهار تک آهنگ آخر لهراسبی مخاطب بیشتری خواهد داشت ولی ترانه ضعیف اصلا با کاراکتر علی لهراسبی همخوان نیست. «پاره پاره قلبم/ عاشق بیچاره قلبم/ چه بیقراره قلبم/ آخه همش رو انتظاره قلبم/ نگو سر کاره قلبم/ نگو دوست نداره قلبم/ دست خودش نیست «واقعا این ترانه، شبیه لهراسبی نیست. در واقع، این کار را هرکسی میتواند بخواند.
هوای تو [ امیر عظیمی ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
یک کار بالاتر از استاندارد موسیقی پاپ امروز؛ با اجرایی متفاوت از یک چهره با استعداد که نشان میدهد خلاف آنچه برخی چهرههای نامدار موسیقی ایران میگویند، هنوز میتوان ملودیهای جذاب و تاثیرگذاری روی ترانههای خوب گذاشت و به آن نقطه حساس گوش و ذهن مخاطب سخ
ثانیه [ احسان خواجه امیری ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
همین که احسان خواجه امیری خطر میکند و از کار جدید و متفاوت هراسی ندارد، قابل ستایش است. بعد از کار نه چندان موفق ماه عسل، احسان خواجه امیری یک کار پرشور و شنیدنی ضبط کرده است. هومن نامداری هم به نوعی خرق عادت کرده است. نامداری که پیش از این، تنظیمهایش از چند کیلومتری فریاد میزدند کار او هستند، در این قطعه جدید، تواناییهایش در تنظیمهای ریتمیک و با تغییرات سازبندی مختلف را به خوبی نشان داده و به وضوح کارش نسبت به دو سال قبلش پیشرفت کرده است.
کار جدید خواجه امیری نشان میدهد که او همچنان بیرقیب در عرصه موسیقی پاپ به پیش میرود. تنها نکته منفی این کار، اصرار بیش از حد خواجه امیری به تلفظ متفاوت حروف «دال» و «ت» است که بیش از اندازه است و از فرط تکرار، ملال آور میشود و حس خوب شنونده را کمرنگ میکند.
بید بیمجنون [ محسن چاوشی ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
یک کار تیپیک از محسن چاوشی که هواداران دو آتشهاش را راضی میکند. اما ترانه حسین صفا در بید بیمجنون، مغشوش و گیج است. مصراعها فاقد ارتباط معنایی مناسباند و شعر قوام درستی ندارد. غل و زنجیر و آه بیتاثیر قافیههای جوریاند اما مفهوم یگانهای را در برندارند. ترس از خنده و آینده هم همین طور. شاید بیت درخشان این ترانه، این باشد: «ای چشم از دیدن خلاصم کن/ از چشم پوشیدن خلاصم کن» به نظر میرسد معشوق، عاشق مجنون را رها کرده و رفته و حالا عاشق نمیداند نفرین کند یا نکند، چشم پوشی کند یا نکند.
اگر این طور باشد و این اتفاق که ظاهرا ساده به نظر میرسد اما در واقع پیچیده و مهم است، چرا شاعر در مصراع بعد میگوید «از اتفاقی که نیفتاده»؟ راستی سوال مهم این است. بید بیمجنون چیست؟ اساسا مجنون صفت است برای بید ولی «بیمجنون» دیگر برای بید، صفت نیست و مفهوم بازی واژگانی و واژهسازی را هم از بین میبرد.
طهران [ بابک جهانبخش ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
طهران عالی شروع میشود؛ طوری که به مخاطب، نوید یک آهنگ متفاوت میدهد. در عرصه تقریبا تکراری و مشابه تنظیمهای امروز که همه فکر میکنند چقدر کارشان بینظیر است اما فقط یکی از دهها قطعه شبیه بازار را تولید کردهاند، تنظیم اویسی به ویژه در اورتور قطعه، شنیدنی است؛ کاری شبیه به دفت پانک با صدای غالب گیتار الکتریک و بیس. اما کار به نیمه که میرسد، میافتد.
آن شور اولیه امتداد پیدا نمیکند و طهران در میانه راه، بیشتر تهران است؛ مثل بقیه کارهای امروز. متن ترانه هم نسبتا خوب است اما مفهوم طهران در ترانه بسط پیدا نکرده است. اما از همه اینها بهتر، اجرای خوب بابک جهانبخش است که سبکش را یافته است. طهران یک کار شنیدنی و خوب از بابک جهانبخش است که مدتهاست کار ضعیفی منتشر نکرده و همین، خیلی خوب است.
تنها که میشی [ علی لهراسبی ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
انتقاد بزرگ به علی لهراسبی، تداوم نداشتن در یک مسیر مشخص و از این شاخه به آن شاخه پریدن مدام است. او پس از یک دوره فوق العاده موفق، طی دو سه سال گذشته، بیوقفه در حال آزمون و خطاست. وقتی کارهای شادمهر میگیرد، سراغ او میرود، وقتی ملودیهای پاشایی عمومی میشود، شبیه او میشود و این قطعه جدید، فقط صدای لهراسبی را دارد و تمام پارامترهایش به سبک کارهایی است که اعضای پازل بند، خودشان اجرا میکنند. پس جای علی لهراسبی کجاست؟
البته که این قطعه از سه چهار تک آهنگ آخر لهراسبی مخاطب بیشتری خواهد داشت ولی ترانه ضعیف اصلا با کاراکتر علی لهراسبی همخوان نیست. «پاره پاره قلبم/ عاشق بیچاره قلبم/ چه بیقراره قلبم/ آخه همش رو انتظاره قلبم/ نگو سر کاره قلبم/ نگو دوست نداره قلبم/ دست خودش نیست «واقعا این ترانه، شبیه لهراسبی نیست. در واقع، این کار را هرکسی میتواند بخواند.
هوای تو [ امیر عظیمی ]
از لحظه سورپرایز خواجهامیری تا طهران به روایت بابک جهانبخش
یک کار بالاتر از استاندارد موسیقی پاپ امروز؛ با اجرایی متفاوت از یک چهره با استعداد که نشان میدهد خلاف آنچه برخی چهرههای نامدار موسیقی ایران میگویند، هنوز میتوان ملودیهای جذاب و تاثیرگذاری روی ترانههای خوب گذاشت و به آن نقطه حساس گوش و ذهن مخاطب سخ
- ۶.۲k
- ۲۶ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط